تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 1737

مساهمون:

ص١٧٣٧
همه سرو بالا و سيمين ذقن / * همه كبك رفتار و شيرين‌سخن
1268
همه تهنيت‌گو ، كشيدند پيش / * نثار و هدايا ز اندازه بيش
1270
همه با دل شاد و با ساز جنگ / * همه گيتىافروز و با نام و ننگ
1279
همه گوش داريد و فرمان كنيد / * ازين پندم آرايش جان كنيد
1282
همه خلق عالم پريشان شدند / * سراسيمه و زار و حيران شدند
1296
همه خلق و خلقش مُعّرا ز عيب / * دل روشن آيينهء سرّ غيب
1343
همىبرشد آوازشان تا دو ميل / * به پيش سپاه اندرون كوس و پيل
1034
همىتا برآيد به تدبير كار / * طريق سلامت بِه از كارزار
263
همىروز روزش فزون باد بخت / * بدانديش او را نگون تاج و تاخت
506
همىزخم عراده از هركران / * بباريد بر مغز سنگِ گران
1078
همىتابَد از بُرج فرماندهى / * چو ماهِ دو هفته ز سرو سهى
19
همىتاخت تا پيش سلطان رسيد / * بگفت از سپاه مغل آنچه ديد
128
همىتاخت چنگيز خان با سپاه / * به قصد ولىعهد خوارزمشاه
157
همىجست جايى كه پنهان شود / * تن و جان خود را نگهبان شود
133
همىخواند بر شهريار آفرين / * كه بىتو مبادا كلاه و نگين
647
همىرفت با لشكر بىقياس / * بدانسان كزو چرخ بد در هراس
90
همىرفت آن لشكر نامدار / * سواران شمشيرزن ، صد هزار
533
همىرفت اگتاى روشن‌روان / * گهى پيش اين و گهى پيش آن
142
همىرفت پويان و جويان نشان / * ز سلطان جهاندار سلطان نشان
158
همىرفت زين‌گونه صاحب‌قران / * نگهبان خداوند كون و مكان
586
همىرفت لشكر گروها گروه / * چو دريا بجوشيده هامون و كوه
729
همىرفت منزل به منزل چو باد / * سرى پُر ز كينه دلى پُر ز داد
425
همىرفت منزل به منزل روان / * سعادت قرين و ظفر همعنان
598
همىريخت خون و همىكند موى / * سرش پر ز خاك و پر از آب روى
1186
همىزد به تيغ و به گرز گران / * همىتافت در حمله هرسو عنان
454
همىكرد زارى سه روز و سه شب / * تر و خشك از اندوه او چشم و لب
112
ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 1737 | شرف الدين على يزدى / سيد سعيد مير محمد صادق و عبدالحسين نوايى