هوا گشت زنبور خانه ز تير / * شد از سنگباران رخخُور چو قير
1078
هواى فضايش چو خلد برين / * گواهى دهد عقل و دانش بر اين
484
هواى خوش و بيشههاى فراخ / * درختان بارآور سبز شاخ
782
« هوش مدهوش و عقل خيره بماند »
849
هيبت عدلش چنان كاندر بسيط روزگار / * كهربا از بيم دائم بر حذر بودى ز كاه
1330
هيبتش چون بركشيدى تيغ كين هنگام رزم / * تيره گشتى چشمهء خورشيد تابان از هراس
992
هيچ دشمن به دشمن اين نكند / * كه كند مرد بىخرد با خود
590
يا بر مراد بر سر گردون نهيم پاى / * يا مردوار بر سر همت كنيم سر
487
يادم آيد چو گويم از « بادام » / * چشم آن سرو قدّ سيماندام
860
يا رب مباد آنكه گدا معتبر شود
320
يا رب اين اقبال را پاينده دار / * كامرانى حاصل و توفيق يار
1086
يا رب اين كامگار عادل را / * دولت و عمر جاودانش ده
1223
يارى از حق بجو كه جز فضلش / * عقدهء مشكلات نگشايد
952
ياقوت همىقيمت ازان افزايد / * كز سنگ به روزگار بيرون آيد
358
يقين است كاوّل خدا بود و بس / * درين خود نيفتد به شك هيچكس
228
يقين است و بىشبهه نزد خرد / * بود ميل اشيا سوى اصل خود
676
يقينش قوى بود و دينش درست / * بجز دادگر يارى از كس نجست
231
يك وجب بوم از زمين كشور دشمن نماند / * كاين سپاه اسپ تسلط بر فراز آن نراند
636
يكايك سخن با تموچين بگفت / * كه تايانگ خان گفته بود از نهفت
80
يكايك بر ابرو فگنده گره / * سنان داده آب و كمان كرده زه
586
يكايك همه شش پر زر به دست / * ز بهر سرانجام اهل نشست
791
يكايك ز مردى به هنگام حرب / * فره برده از شير غرّان به ضرب
1054
يكايك تيغزن چون نرگس يار / * سراسر صفشكن چون زلف دلدار
1130
يكباره چو دل به يك طرف داد ملك / * آباد نماند مُلك نه شاد ملك
1336
يك روز بخر آنچه فروشى همه سال
447
يك ساله ره از تو دور بگريزد خصم / * از جنبش لشكرت چو گردد آگاه
554