( 148 ) . ( ص 504 ) : امير ولى ولى استرآبادى پسر شيخ على هندو و از نوكرزادگان طغا تيمور خان ( حكومت : 737 - 754 ) بود ، كه پس از قتل او ابتدا به شهر نسا ( حبيب السير : نيشابور ) گريخت و پس از وصلت خواهر امير ولى با امير شبلى - از قوم جانى قربانى - حكمران آنجا به تدريج صاحب اسم و رسم شد و به جرجان آمده ، اتباع پدر خود را دور خويش جمع كرد و استرآباد را از دست على بلقندر حاكم سربدارى آنجا گرفت و پس از كشتن ابو بكر شاسمانى ، حاكم سردارى شاسمان بهطور كامل در استرآباد قدرت را در دست گرفت دو سه بار سپاهيان پهلوان حسن دامغانى ( حكومت :
762 - 766 ه . ق ) از امراى سربداريه را شكست داد . او در سال 761 ه . ق لقمان پسر طغا تيمور خان را عنوان سلطنت داد ، ولى بعد او را معزول كرد . او سپس بر جرجان استيلا يافت و قلمرو خود را تا حدود رى گسترش داد . امير ولى مخالفت خود را نسبت به سلطان اويس جلاير نيز نشان داد ، لذا اويس جلاير در سال 772 ه . ق به قصد سركوبى او عازم رى شد و او را تا سمنان عقب راند و توانست امير ولى را شكست دهد و جمعى از لشكريانش را به قتل رساند .
اما امير ولى در سال 774 ه . ق به نواحى مركزى ايران تاخت و ساوه را متصرف شد . مبارك شاه حاكم ساوه از او تبعيت و دخترش را به او داد . در سال 784 ه . ق سلطان حسين جلاير درصدد برآمد تا نواحى متصرفى امير ولى را بازپس بگيرد ، اما او در همين سال به دست برادرش سلطان احمد جلاير كشته شد .
امير ولى در سال 778 ه . ق به سبزوار حمله كرد و خرابى بسيارى به جاى گذاشت ، و در سال 781 ه . ق با هميارى شاه منصور مظفرى توانست تا حدود قزوين پيشروى كند و عادل آقا راضى شد تا رى را به او واگذار كند . امير ولى در سال 782 ه . ق سبزوار را محاصره كرد و خواجه على مؤيد سبزوارى را - كه توسط درويش ركن الدين از آنجا بيرون شده بود - به شهر بازگرداند . اما امير ولى در سال 784 ه . ق درصدد برآمد كه سبزوار را مجدد متصرف شود ، ولى خواجه على مؤيد سبزوارى اينبار به تيمور گوركان متوسل شد و توانست او را از سبزوار دور كند .
براى آگاهى بيشتر ، ر . ك : مجمع الانساب ( نيمه دوم ) ، صص 329 - 335 ؛ ذيل تاريخ گزيده ،
ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 1421
مساهمون: شرف الدين على يزدى
ص١٤٢١