تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 1418

مساهمون:

ص١٤١٨
( 145 ) . ( ص 497 ) : ملك غياث الدين كرت ( - 785 ) غياث الدين پير عالى بن معز الدين حسين كرت ، آخرين پادشاه كرت است . او در طى حكمروايىاش با برادرش ملك پير محمد و خواجه على مؤيد سربدار سبزوارى درگير بود . در سال 778 ه . ق پس از دريافت نامهء تيمور از او پيروى كرد و در سال 781 ه . ق از سوى تيمور براى حضور در قوريلتايى كه به منظور انتخابش ، در ماوراء النهر تشكيل شده بود ، دعوت شد ، اما به بهانه‌هاى مختلف ضمن نگهداشتن سفير تيمور ، از رفتن سرباز زد و نيز استحكامات دفاعى شهر هرات را نيز مستحكم ساخت . تيمور پس از آگاهى از اين موضوع در سال 782 ه . ق ابتدا پسرش ميرانشاه را به حكومت خراسان فرستاد و پس از چندى خود عازم هرات شد . در جنگ ملك غياث الدين كرت نتوانست مقاومت كند و دستگير شد و تيمور به هنگام بازگشت به ماوراء النهر او را همراه خود برد . در سال 785 ه . ق اهالى هرات به تحريك شاهزادگان كرت شوريدند و برخى ياران تيمور را - كه در هرات بودند - كشتند . تيمور نيز با شنيدن اين خبر فرمان قتل غياث الدين پير عالى را صادر كرد . براى آگاهى بيشتر ر . ك : حبيب السير ، ج 3 ، ص 388 ؛ روضات الجنات فى اوصاف مدينه هرات ، ج 2 ، صص 28 - 29 ، 31 - 32 . ( 146 ) . ( ص 501 ) : اسكندر شيخى ( چلاوى - چلابى ) او كوچكترين فرزند افراسياب چلابى ( چلاوى ) است كه به هنگام جنگ پدرش با امير قوام الدين مرعشى چون به لحاظ سنى كوچك بود در خانه ماند . پس از آنكه پدر و چند تن از برادرش در آن جنگ كشته شدند ، تعدادى از چلاويان - كه از آن جنگ زنده مانده بودند - به آمل آمده ، او را به همراه خود به لارجان بردند ، اما كيا حسن كياى ضماندار لارجان نه تنها پناهى نداد ، بلكه آنها را از آنجا براند ، لذا چلاويان اسكندر نوجوان را همراه خود به قصران برده و به ملوك استندار پناهنده شدند و اسكندر در قريه خزك و سينك مستقر شد . سال بعد اسكندر به همراه شيخ نور الدين يكى از ملازمان پدرش - به شيراز نزد شاه منصور از شاهان آل مظفر رفت . پس از چندى شيخ نور الدين به همراه اسكندر كه به سن جوانى رسيده بود عازم خراسان شد و به