مطوّلى مستقل ، به تفصيل شرح نتوان داد ، چه به غير از آنها - كه در تضاعيف اين تأليف اشارتى به آن رفته - بسى خوانق و رباطات و زوايا در طرق و مسالك ممالك توران و ايران احداث فرموده و همواره ، آينده و رونده از صدقات جاريهء آن بقاع انتفاع مىيابند ، و برحسب فرمودهء « إذا مات الإنسان إنقطع عنه عمله إلّا من ثلثه » 373 - على قائله أفضل الصلوات و أكمل التحيّات - مثوبات آن به روح بزرگوار آن برگزيدهء نامدار و اصل و متواصل « 1 » مىگردد .
[ بيت ]
بادا يا رب روان آن شاه كريم * در خلد برين به عزّ جاويد مقيم
و از جزايل منيع و عطاياى ربانى نسبت با حضرت صاحبقرانى كثرت اخلاف و اعقاب بود ، چه از ذكور اولاد آنچه هم در زمان حيات ديدهء اميد به روى « 2 » ايشان روشن داشت ، سى و شش پسر و نبيره و نبيرهزاده بودند بدين تفصيل :
از نسل شاهزادهء سعيد مرحوم جهانگير يازده ، چه از نزيل رحمت رحمن و آسودهء مرقد غفران محمد سلطان سه پسر مانده بود : محمد جهانگير نه ساله ، سعد وقاص شش ساله ، يحيى پنج ساله .
و اميرزاده پير محمد جهانگير بود « 3 » در سن بيست و نه سالگى با هفت پسر ، اسنّ از همه قيدو نه ساله ، خالد هفت ساله ، بوزنجر ، سعد وقاص ، سنجر ، قيصر ، جهانگير .
و از نژاد شاهزادهء سعيد شهيد عمر شيخ نه پسر و پسرزاده بودند : پير محمد در سن بيست و شش سالگى با يك پسر عمر شيخ هفت ساله . رستم بن عمر شيخ در سن بيست و چهار سالى با دو پسر عثمان شش ساله سلطان على يك ساله . اسكندر بن عمر شيخ بيست و يك ساله : احمد هيژده ساله ، سيدى احمد پانژده « 4 » ساله ، بايقرا دوازده ساله .
و شاهزاده ميرانشاه بود در سن سى و هشت سالگى با هفت پسر و نبيره : ابا بكر
هامش
( 1 ) . ع : - متواصل .
( 2 ) . ع : به ديدار .
( 3 ) . ع : - بود .
( 4 ) . الف ، ع : پانزده .