تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 1338

مساهمون:

ص١٣٣٨
[ بيت ]
پدر بر پدر خان و چرخ اقتدار * سلاطين فرمانده كامگار
بوده‌اند . ليكن چون پدر آن حضرت ، امير طراغاى ، و پدر پدرش امير بركل از رعايت جانب امارت و ايالت و قيام به ضبط و پيشوايى الوس و تومان خاصه اعراض نموده بودند ، و آن را با ابناى اعمام گذاشته ، مجدّد رسوم سرورى و شاهى ، مؤسّس بنيان سلطنت و پادشاهى در اين دودمان همايون ، آن حضرت بود . چه در سن بيست و پنج سالگى روى همت عالى نهمت به استحصال مراتب عليّه و استكمال مناقب سنيّه آورد و نه سال متصل در طى اوضاع و احوال مختلف آنچه از بدايع آثار و غرايب اطوار از آن مؤيّد نامدار به ظهور آمد ، گاه در مواقف اصابت رأى و حسن تدبير و گاه در معارك شجاعت و دلاورى و مضايق داروگير ، نه همانا كه عشر عشير آن از ديگرى صدور يافته باشد ، و طرفى از آن در اوايل مقاله به تفصيل مشروح گشته . هوشمند چون آن را به نظر تأمّل و تدبّر درآورد ، يقين گردد او را كه در آنچه گفته شد ، هيچ مبالغه نيست و در سن سى و چهار سالگى به سرير خلافت صرير سلطنت و فرمانروايى برآمد ، و محل اصلى و مأواى قديم خويش تختگاه ساخت و در عرض سى و شش سال - كه بقيهء مدت زندگانى و روزگار كشورستانى و جهانبانى آن حضرت بود - تمام الوس جغتاى خان و الوس جوجى خان و الوس هولاگو خان و معظم بلاد و ممالك ربع مسكون را - چنانچه به شرح و بسط ، ثبت افتاده - به حوزهء تصرف و تسخير درآورد ، و سعت و بسطت مملكت و انتظام و التيام اسباب شوكت و سلطنت به جايى رسانيد كه مزيدى بدان متصور نبود ، و مثل اين از ديگر مروى نيست . چه طوايف ملوك و حكّام كه پادشاهى در خانوادهء ايشان مدتى مانده ، صدر سلسلهء هر طايفه‌اى كه بانى كاخ برترى و كامرانى بوده طرحى انداخته است و به كمالى كه از فضل ذو الجلال دولت آن دودمان را مقدّر بوده ، اولاد و اعقاب او رسانيده‌اند ، چنانچه از مؤلّفات ائمهء تاريخ و اصحاب اخبار - كه به نظم و نثر تازى و درى ساخته‌اند و پرداخته - مستفاد مىشود و از شواهد كمال تفوّق « 1 » و اقتدار آن
هامش
( 1 ) . ع : تسلط .