تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 1339

مساهمون:

ص١٣٣٩
جهاندار عالى مقدار آن‌كه هرجا از نزديك و دور كه پرتو التفات بر تسخير آن انداخت ، از قبضهء تصرّف و اختيار ولات و حكّام سابق به كلى بيرون آورد ، و به يكى از فرزندان يا بندگان خود سپرد ، و چون ديگر سلاطين در فتح قلاع و بلاد به مجرد اظهار اطاعت و انقياد والى آن و ارسال تحف و هدايا اكتفا نمىفرمود . [ نظم ]
ز يزدان درود و ز ما آفرين * بدان شاه روشن‌دل و پاك‌دين كه مثلش ز شاهان فرخنده‌فر * نبوده است ازين پيش و نبود دگر
و از خصايص آن حضرت آن‌كه ، هرچند سنّت سنيّهء مشورت مرعى مىداشت و رسم قورلتاى و جانقى - كه آيين پادشاهان است - بجاى مىآورد ، هرگز در هيچ قضيه بنياد كار بر رأى و رويّت هيچ آفريده ننهاد ، و در هر باب آنچه از تلقين ملهم دولت بر صحيفهء خاطر خطيرش نقش بست ، صواب آن دانست و به همان كار كرد ، و تدبير آن موفّق جهانگير در هر امر از جليل و حقير ، بعينه گفتى نسخهء تقدير ملك قدير است ، كه مطلقا از وصمت خطا و تغيّر ، سالم و برى بود . چنانچه از تضاعيف اين فتح‌نامه معلوم مىشود ، و همچنان‌كه در رأى و تدبير مستقل بود ، بعد از تصميم عزايم پادشاهانه در امضاى آن به نفس مبارك توجه مىفرمود ، و معظمات مصالح ملك و ملت ، و مهمّات اشغال دولت و سلطنت از خير و شر در حضر و سفر ، و از صلح و جنگ در شتاب و درنگ مجموع به ذات همايون خويش مىساخت و به فيصل مىرسانيد . [ نظم ]
چه گويم كه احوال آن تاجور * برون است از ادراك نوع بشر ز وصف گمانش بيان قاصر است * تعجب مكن زين ، خدا قادر است
و از معمار همت آن خاقان كسرى معدلت ، چندان آثار ، از مدن و امصار و قرى و انهار و قلاع و حصار و ابواب البرّ از مساجد و معابد و اربطه و قناطر و ساير عمارات ، از قصور و دور و بساتين و باغات و غير آن در جميع معمورهء عالم بازمانده كه جز در
ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 1339 | شرف الدين على يزدى / سيد سعيد مير محمد صادق و عبدالحسين نوايى