تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 1278

مساهمون:

ص١٢٧٨
[ نظم ]
گروهى دليرِ نبردآزماى * بر اعداى دولت بلاى خداى به كثرت ستاره به صولت فلك * به اقبال خسرو ظفر « 1 » شان يزك
حضرت صاحب‌قران دريانوال در حال ، « 2 » [ نظم ]
سر گنج و دست كرم برگشاد * سپه را به داد و دهش كرد شاد غنى گشت لشكر ز بس خواسته * روان شد سپاهى بس آراسته
و حكم واجب الاتّباع « 3 » بر آن قرار يافت ، كه اميرزاده خليل سلطان و اميرزاده احمد عمر شيخ ، و از امرا خداداد حسينى و امير شمس الدين عباس و ديگر امراى تومانات و هزاره‌جات با لشكر در تاشكنت و شاهرخيه و سيرام قشلاق كنند و اميرزاده سلطان حسين با بعضى لشكر جوانغار به يسى و صبران « 4 » زمستان گذرانند . و شاهرخيه را در قديم فناكنت مىگفتند و از عبور لشكر چنگيز خان چنان خراب شد كه از عمارت اثر نماند تا در بيچين‌ئيل سنهء اربع و تسعين و سبع مائه ، حضرت صاحب‌قران به عمارت آن فرمان داد . و گماشتگان برحسب فرموده ، آن را عمارت كردند ، و حصارى استوار پيرامن آن برآوردند و اهالى آن حوالى مجموع بدانجا نقل نمودند و چون عاطفت پادشاهانه آن را نامزد شاهزادهء كامگار شاهرخ فرمود ، به شاهرخيه اشتهار يافت . و رأى صواب‌نماى ضبط سمرقند را به اهتمام ارغون شاه بازگذاشت و محافظت گنج‌ها به شيخ چوره حواله فرمود . و رايت فتح آيت در پنجشنبه بيست و سيوم جمادى الاول سنهء سبع و ثمانمايه كه آفتاب در منتصف قوس بود به تسديس مشترى و قمر در ميزان به تسديس آفتاب و به تثليث مشترى ، به طالعى كه منجّمان اخترپژوه دانش آيين اختيار نموده بودند ، از سمرقند روان شد و روى توجه به قشلاق آق‌سولات آورده ، به موضع قرابلاق از صغد اتفاق نزول افتاد و شاهزادگان كامگار و امراى نامدار ملازم موكب همايون و كثرت سپاه
هامش
( 1 ) . ع : فلك . ( 2 ) . ع : فى الحال . ( 3 ) . ع : واجب الامتثال . ( 4 ) . ع : صيران .
ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 1278 | شرف الدين على يزدى / سيد سعيد مير محمد صادق و عبدالحسين نوايى