گفتار در نهضت حضرت صاحبقران مظفرلوا به صوب ختاى به نيّت غزا
355 از بشارتها كه وجههء خطاب كرامت انتساب
( وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ بِأَنَّ لَهُمْ مِنَ اللَّهِ فَضْلًا كَبِيراً )
« 1 »
( صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِيماً )
« 2 » گوشوار مسامع امت رفيع منزلت ساخته ، آن است كه چون شخصى به قصد زيارت بيت اللّه احتمال شدايد اسفار اختيار نمايد و پيش از وصول به مقصد ، هادم اللذات كمين برگشايد ، در ديوان فضل نامتناهى الهى هر ساله ثواب وقفهء مبرور به اسم او مسطور گردد و پوشيده نيست كه اقامت مراسم جهاد و فتح ديار كفر و فساد در ارتكاب مشقّت و خطر « السّفر قطعة من السّقر » 356 با عبادت مذكور مشارك است و صاحب حظ اكمل و اوفر . لاجرم شمول عنايت بىعلت ازلى ، نسبت با حضرت صاحبقرانى مقتضى آن بود كه حادثهء ضرورى آن مؤيد كامياب در اثناى سفرى وقوع يابد كه مقصود اصلى در آن قيام به فرض جهاد و انتقام اسلام از اهل شرك و عناد باشد . و چون هنگام حلول واقعهء آن حضرت تنگ در رسيده بود ، بعد از تصميم عزم جانب چين و ختاى كه بلاد اعداى دين است با آنكه موسم برودت هوا و حدود زمستان بود ، و صوب سفر سردسير مفرط ، اصلا تعلل و تأخير روا نداشت و توجه به هنگام معهود و تحويل حوت نگذاشت و همگى همت بىتوقف متوجه امضاى آن عزيمت گشت ، و امير برندق را فرمود كه نسخهء لشكر احتياط كرده بازبيند ، كه چه مقدار مرد در اين يورش ملازم خواهند بود . امير مشار اليه به موجب سانى كه در كان گل مقرر شده بود احتياط نموده عرضه داشت كه از ماوراء النهر و تركستان و خوارزم و بلخ و بدخشان و خراسان و سيستان و مازندران و قوم تاتار - كه ايشان را با كوچ از روم نقل كردهاند - و خانه كوچ ايران زمين كه از آذربيجان و عراق آوردهاند ، دويست هزار سوار و پيادهء جلد نامدار همه از در كارزار جمع مىشود 354 .
هامش
( 1 ) . احزاب / 47 .
( 2 ) . احزاب / 56 .