ممالك و امان و اطمينان از طرق و مسالك منعدم شده بود و قاطعان طريق در راهها ، و بدكرداران بىطريق در شهرها چيره و مستولى گشته ، مزاج بنيهء عالم از نهج اعتدال به كلى انحراف يافته بود . و ظاهر است كه در دار الخلافهء پيكر انسانى كه نسخهء تمام عالم است چون مواد فاسد غالب مىشود و مزاج از منهاج مستقيم صحت و سلامت منحرف مىگردد ، بىمسهلى قوى كه مادهء مرض را دفع كند تدارك و تداوى آن صورت نمىبندد و بىشك تا مواد فاسد به يكبارگى مندفع گردد ، البته بعضى مادهء صالح نيز به تحليل برود . و چون ارادت قديم قادر حكيم تعلّق پذيرفته بود به آنكه مزاج عالم به شربت تلخ و شيرين قهر و لطف صاحبقران بىهمال به حال اعتدال بازآيد ، سابقهء عنايت ازلى او را از ميان سعادتمندان دوران برگزيد ، و به تشريف كرامت
( وَ آتَيْناهُمْ مُلْكاً )
« 1 » اختصاص بخشيد ، لاجرم داعيهء گيتىستانى و جهانبانى به تلقين « و ما تشاءون إلّا أن يشاء اللّه ربّ العالمين » از ضمير خردهدان دوربين آن حضرت سر برزد ، و به عون الهى در اندك زمان ، معظم ممالك كيهان مسخّر گردانيد و آن را از قبضهء تغلّب و تصرّف گردنكشان و جبّاران زمان استخلاص نموده ، به انوار عدل و احسان بياراست . و در بسيط جهان بساط امن و امان به نوعى بگسترده كه إلى يومنا هذا ، اگر شخصى تنها ، طشتى پر از سيم يا زر به فرق سر از باختر به خاور مىبرد از آسيب چنگال لصوص و اشرار مانند زر و سيم نرگس از تعرّض دست چنار ايمن و فارغ است .
[ بيت ]
كس نيارد تيز در خورشيد ديد از عدل او * گرچه از مشرق به مغرب طشت زر تنها برد
ليكن در خلال آن احوال بسى امور هايل از كشش و غارت و اسر و تاراج از براى ضرورت جهانگيرى واقع شد ، چنانچه در تضاعيف اين فتحنامه به تفصيل گزارش پذيرفته . و در اين ولا كه آن حضرت از تسخير شام و روم و گرجستان و ضبط تمام ايران زمين از كران تا كران به سعادت معاودت نمود و در مستقرّ سرير سلطنت و جهانبانى نزول فرمود ، و به الهام دولت سرمدى ، عزم خسروانه تصميم يافت كه آنها
هامش
( 1 ) . نساء / 54 .