تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 1258

مساهمون:

ص١٢٥٨
جهت منزل خاص چهار سراپرده به پيرامون هامون دركشيده ، و خرگاه دويست سرى ، [ بيت ]
سراسر مزيّن به زرّ و گهر * ز اوج ثريّا برآورده سر
سر از اوج ماه و خور گذرانيده ، [ بيت ]
سراپردهء شاه و دربان او * تو گفتى بهشت است و رضوان او
و دوازده پاى « 1 » عالم‌آراى را كه ظاهرش از سقرلاط هفت رنگ و اندرونش از مخمل الوان بود ، به طناب‌هاى ابريشمين و ستون‌هاى منقّش و قفيزهاى « 2 » زرين حشرى گران از فراشان به يك هفته بر پاى كرده بودند و سعت سايه‌اش گنجايش استظلال قريب ده هزار كس داشت . [ بيت ]
سپهرى به صنعت برافراخته * جهان در جهان سايه انداخته
و مجموع شاهزادگان بىهمال و نويينان با ابهّت و جلال هريك به استقلال سراپرده و بارگاه و خيمه و خرگاه ، [ بيت ]
به امر شهنشاه عالم‌پناه * در آن جشن گاه بهشت اشتباه « 3 »
برافراشته بودند و سايبان با آسمان برابر داشته . [ نظم ]
كران تا كران زير چرخ كبود * سراپرده و خرگه و خيمه بود ز رفعت به گردون برابر خيام * ستون‌هاى آن خيمه‌ها سيم خام بگسترده فراش صد گونه فرش * ز بهجت زمين گشته مانند عرش
و تمام حكّام و كلانتران ، و ساير خلايق از اطراف و اكناف ممالك جمع آمدند ، و اطنبهء خيام انتظام و احتشام برحسب كام و مرام درهم كشيدند .
هامش
( 1 ) . منظور چادر است . ( 2 ) . ع : تغزهاى . ( 3 ) . ع : - « و مجموع شاهزادگان . . . بهشت اشتباه » .