رعايا و زيردستان رسيده ، مجروحان زخم عدوان و تعدى را به مراهم مراحم بىدريغ بنواخت . و چون به مسجد جامع كه از مستحدثات آن حضرت است گذار آورد ، درگاه آنكه در مدت غيبت آن حضرت برآورده بودند ، در نظر همت بلند ، كوچك و كوتاه نمود ، امر عالى صدور يافت كه آن را خراب سازند ، و گشادهتر و بلندتر از آن اساس اندازند و برافرازند ، و خواجه محمود داود به واسطهء تقصيرى كه در توسيع و ترفيع درگاه مذكور كرده بود ، در بازخواست افتاد و در مدرسهء سراى ملك خانم - كه در مقابل جامع واقع است - نزول فرمود و جهت استحكام مبانى معدلت و نصفت ، عملداران و بيتكچيان را گرفته و بند كرده در معرض خطاب و عتاب آورد و بعد از سؤال و جواب هركه از او خسرانى به كسى و ضررى به ديگرى رسيده بود ، بهاى بليغ ديد و عقوبتهاى به سزا كشيد و از آن جمله محمود داود و محمد جلد - كه از عظماى نويسندگان بودند - و در مدت غيبت رايت نصرتشعار متعهد امر وزارت - هردو را به كانگل در اثناى طوى - كه بعد از اين شرح داده خواهد شد - به حلق بركشيدند . و صاحبقران عالى مكان از مدرسهء مذكور به باغ چنار فرمود ، و ايلچى ايدكو از دشت آمده در آن محل به وساطت امرا ، سعادت زمينبوس دريافت و شونقار و ديگر بيلاكات كه آورده بود بگذرانيد و پيغام ايدكو - كه مضمون آن اظهار مطاوعت و انقياد بود - به عرض رسانيد . و حضرت صاحبقرانى از آنجا آهنگ باغ دلگشاى فرمود . چند روز آن روضهء دلفروز مشمول ميامن نزول همايون گشت . و در آن اثنا از پيش فرمانده ممالك افرنج ايلچى رسيد ، و بسى تحف و هداياى فاخر و انواع تبرّكات و تنسوقات نادر به موقف عرض رسانيد ، 351 از آن جمله پردهها بود كه در نقوش آن صورتگرى به نوعى يافته بودند ، كه اگر كلك مانى همچنان بر لوح ارژنگ جارى بودى ، از طرح نظير آن تصوير به صد گونه قصور و تقصير مرسوم گشته ، شرمسارى كشيدى . و پيش از اين فرمان قضا جريان صدور يافته بود ، كه در باغى كه به امر واجب الامتثال در جنوب باغ شمال ساخته بودند - و طول هريك از چهار ديوار آن قريب هزار و پانصد گز شرعى - بناآن « 1 » مصر و شام
هامش
( 1 ) . الف ، كلكته : بنايان .