تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 1203

مساهمون:

ص١٢٠٣
كرده شده ، قياس حال خود به او كن و اگر در آمدن تعلل نمايى هيچ عذر مسموع نخواهد افتاد » . بعد از آن ايلچيان اجازت انصراف يافته بازگشتند . و در خلال اين اوقات داروغاى تبريز ، بيان‌قوچين با عمّال و نويسندگان آذربيجان به درگاه عالم‌پناه آمدند و بسى پيشكش از جانوران و اسبان و غير آن به محل عرض رسانيدند ، و از جانب خراسان على شغانى - كه در اين مدت از قبل خواجه على « 1 » سمنانى به ضبط و نسق ديوان آن ممالك مشغول بود - برسيد ، و پيشكش‌ها كشيد . و همت خسروانه آن را بر امرا و لشكريان قسمت فرمود و چون وقت ادراك غلات گرجستان بود ، حزم روا نمىداشت كه ايشان را بگذارند تا غله‌ها بردارند و خود را قوى سازند . لاجرم رأى صواب‌نماى اشارت فرمود و امير شيخ نور الدين و ديگر امرا بر سبيل ايلغار بشتافتند ، و به بلاد و مواضع بىدينان درآمده ايشان را متفرق و آواره گردانيدند ، چنانچه مجموع گرجيان بگريختند و امير شيخ نور الدين چندان بنشست كه لشكريان به فراغت غله‌ها بدرويدند و بكوفتند و ريع برداشتند و امرا و سپاه غانم و سالم به اردوى همايون بازگشتند - و من اللّه العون و التأييد .
هامش
( 1 ) . ع : - على .
ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 1203 | شرف الدين على يزدى / سيد سعيد مير محمد صادق و عبدالحسين نوايى