تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 1175

مساهمون:

ص١١٧٥
رسالت به درگاه عالم‌پناه آمده بود باز بيامد ، و به وسيلهء امرا عزّ بساطبوس دريافته تحف بسيار از جانوران و اسبان و نفايس اقمشه و فلورى فراوان به رسم پيشكش برسانيد و به زبان ضراعت و خشوع عرضه داشت كه : « چون عاطفت خسروانه نقوش جرايم ايلدرم بايزيد را رقم عفو كشيده ، غايت عنايت و انواع مكرمت و رعايت دربارهء او ارزانى مىفرمايد ، عموم عالميان را به كمال لطف و افضال بىدريغ مواد استظهار و اعتضاد سمت تضاعف و ازدياد پذيرفته ، و سعت ميدان اميدوارى ، فسحتى بيش از اندازه يافته ، خصوصا كه مهين فرزند او را كه كمترين غلام اين درگاه اسلام پناه است و در مقام اخلاص و هواخواهى امتثال اوامر و نواهى پادشاهى را كمر خدمتكارى بر ميان جان و گوش طاعت‌گزارى بر دريچهء فرمان دارد » . و چون فرستاده اين سخن به ادا رسانيد ، مكارم اخلاق ملكانه نظر عطوفت به ملاحظهء حال اختلال پذيرفته « 1 » قيصرزاده گماشت و حكومت تمام اسره‌يقه و مجموع آن نواحى بر او مسلم داشت و يرليغ جهان مطاع به آل تمغاى همايون در آن باب به نفاذ پيوست و فرستاده را به خلعت فاخر و اسب مكمل « 2 » به زين زر و صنوف نوازش ، سرافراز گردانيده اجازت انصراف داد و از براى سليمان « 3 » چلبى خلع « 4 » طلادوز و كلاه و كمر فرستاد و هم در آن مدت به همان نسق از پيش برادرش عيسى چلبى رسولى قطب الدين نام به آستان خلافت آشيان شتافت و به اقامت مراسم « 5 » زمين‌بوس و گذرانيدن هدايا و پيشكش قيام نموده ، صورت هواخواهى و فرمان‌گزارى او را عرضه داشت و از ميامن التفات همايون ديدهء اميد او نيز به صنوف مكرمت از نوازش ايلچى و ارسال هدايا روشنايى يافت .

[ مصراع ] « و زين آستان كس نشد نااميد »

و راى آفتاب اشراق اميرزاده محمد سلطان را فرمان داد كه به قلعهء فوچه « 6 » - كه به
هامش
( 1 ) . ع : يافته . ( 2 ) . م : مكلل . ( 3 ) . الف ، م : امسلمان ؛ ع : مسلمان . ( 4 ) . ع : خلقت . ( 5 ) . م : رسم . ( 6 ) .Foce.