تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 1156

مساهمون:

ص١١٥٦
نهايت كمال در قدرت و شوكت و استقلال مخلوق را همين تصور توان نمود . خاطر همايون از توفّر اسباب بهجت « 1 » و مسرّت پرتو التفات بر عيش و عشرت انداخت و در بزم امانى وشاح « 2 » افراح و شادمانى از حضور شاهزادگان كيخسرو فرجام و « 3 » سروران سپهر احتشام و نويينان بهرام انتقام بر جيس احترام انتظام يافت . [ نظم ]
شاه توران‌نشين « 4 » ايران گير * روم تسخير كرد و قيصر اسير چون ميسّر شد آنچه دل مىخواست * شاه بنشست و بزم عيش آراست
و از صباح تا رواح اوقات فوز و نجاح از براى استرواح روح ، به شرب راح و نظّارهء ملاح مىگذشت و راستى ، [ بيت ]
تا با مى و معشوق توان برد به سر * عاقل نكند راى هواى « 5 » ديگر
ساقيان ماه رخسار شيرين گفتار ، باده‌هاى تلخ و خوشگوار در داده و مغنيان خوش‌آواز نغمه‌پرداز ، زبان بهجت و اهتراز به اداى اين سرود برگشاده كه ، [ نظم ]
زمين خرّم است و زمان شادمان * به فيروزى شاه صاحب‌قران جهاندار دريادل دادگر * كزو گشت پيدا به گيتى هنر خداوند هند و خداوند چين * خداوند توران و ايران زمين ازو شاد بادا دل اهل حق * جهان را به عدلش مزيّن ورق بماناد جاويد در عزّ و ناز * به كام دل دوستان سرفراز
و در تضاعيف اين احوال ، سپاه فرخنده مآل ، به اطراف و جوانب تاخت برده ، چندان اسباب و اموال به دست مراد هريك افتاد كه شرح نمىتوان داد . كسى كه اسبى نداشت صاحب گله‌ها شد ، و آن را كه ما يحتاج ضرورى به زحمت مىيافت
هامش
( 1 ) . ع : - بهجت . ( 2 ) . م : و شاخ . ( 3 ) . ع ، م : - شاهزداگان كيخسرو فرجام و . ( 4 ) . ع : نشان ؛ م : گشاى . ( 5 ) . ع : هوايى .
ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 1156 | شرف الدين على يزدى / سيد سعيد مير محمد صادق و عبدالحسين نوايى