تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 1149

مساهمون:

ص١١٤٩
از جادهء خدمتگارى و فرمانبردارى پاى بيرون ننهيم » . صاحب‌قران دريانوال او را خلعت خسروانه پوشانيد و به صنوف استمالت و نوازش ايمن و اميدوار گردانيد 321 . قيصر چون آن مكارم اخلاق مشاهده كرد ، بعد از اداى دعا و ثنا ، عرضه داشت ، كه : « فرزندانم موسى و مصطفى در جنگ همراه « 1 » بودند و خاطر متعلق ايشان است ، اگر فرمان عالى نفاذ يابد تا تفحّص حال ايشان كرده ، اگر زنده باشند به بنده رسانند ، ضميمهء ديگر الطاف باشد » . حكم جهان مطاع صادر گشت و تواچيان در زمان به جست‌وجوى ايشان روان شدند و بعد از چند روز موسى را يافته پيش حضرت صاحب‌قرانى آوردند . مرحمت پادشاهانه او را به خلعت خاص اختصاص بخشيده ، پيش پدر فرستاد ، چه امر فرموده بود و از براى او خرگاهى خسروانه به نزديك منزل همايون مرتّب داشته بودند و حسن برلاس و بايزيد چمپايى برحسب فرمان به محافظت و مراقبت احوال او قيام مىنمودند . [ بيت ]
اين است كمال كامگارى * دين‌پرورى و بزرگوارى
و مناسب كلام در اين مقام عنان جردهء خوش‌خرام خامه را به صوب ثبت اثرى از آثار خير الانام - عليه الصلاة و السلام - انعطاف مىدهد كه در روز فتح مكه به هر دو دست مبارك دو حلقهء در كعبهء معظّمه بگرفت و به آواز بلند فرمود كه « الحمد للّه الّذى صدق وعده و نصر عبده و اعزّ جنده و هزم الأحزاب وحده و لا شىء بعده » . يعنى : شكر و سپاس آن خدايى را كه راست گردانيد وعدهء خود را و يارى داد بندهء خود را و غلبه بخشيد لشكر خود را و بگريزانيد گروههاى مختلف مخالف را به تنها ، چه به حقيقت هيچ نيست كه اثرى از او به ظهور آيد به غير از او . و بعد از آن با اهل مكه خطاب فرمود به طريق سؤال كه : « ماذا ترون انّى فاعل بكم اليوم ؟ » يعنى : چون مىبينيد و چه گمان مىبريد كه من با شما بكنم امروز ؟ ايشان كمال كرم آن حضرت مىدانستند ، گفتند : « اخ كريم و ابن اخ كريم و الكريم اذا قدر غفر » 322 ، كريمى و
هامش
( 1 ) . ع : + من .