كريمزاده ، و كريم چون دست يابد گناه ببخشد . حضرت رسالتپناه ، ختمى - عليه أفضل الصلوات و أكمل التحيّات - فرمود من شما را همان مىگويم كه يوسف - عليه السلام - با برادران جفاكار گفت :
( لا تَثْرِيبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ يَغْفِرُ اللَّهُ لَكُمْ وَ هُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ )
« 1 » هيچ ملامت و سرزنش نيست بر شما امروز ، بيامرزد خداى تعالى شما را و او أرحم الرّاحمين است . لاجرم از ميامن محاسن افعال و اقوال آن مؤيد بىهمال كه مذكّر مكارم اخلاق سرور آفرينش على الاطلاق مىشد ، همچنانكه آل و عترت طاهرهء او - عليه و عليهم الصلاة و السلام - از ميان ساير شعب و قبايل بنى آدم به مزيد شرف و سيادت اختصاص دارند اولاد و اسباط دودمان صاحبقران آخر الزمان نيز با ديگر اعقاب و اخلاف ملوك و پادشاهان از اعاظم سلاطين و جهانداران كه در هر عصر و اوان بودهاند و كيفيت احوال و اوضاع ايشان از نصوص ائمهء تاريخ معلوم مىشود و به السنه و افواه عالميان مذكور است ، به فنون مفاخر و مزايا بفضل اللّه تبارك و تعالى ممتازند و مستثنى .
[ نظم ]
بتخصيص آنكه نگزيد از سعادت * جز اخلاق نبى آيين و عادت
جهانبانى كه مقصود از جهان اوست * بهين گوهر ز كان كن فكان اوست
به تن زيب سرير پادشاهى * به جان گنجور اسرار الهى
دلش دريا و موجش فيض احسان * كفش ابر و عطاى عام باران
ز باران عطايش كِشتِ امّيد * چو شاخ دولت او تازه جاويد
بَنانش منبع انهارِ توفيق * زبانش مطلع انوار تحقيق
به دولت ملك و دين را داد داده * به فكرت مشكلگردون گشاده
به قدرت ملك جم زير نگينش * به همت بحر و كان در آستينش
سپهر از حشمت او شرمسارى * جهان ز اقطاع جاهش خشكزارى
ز قصر قدر او ايوان كيوان * وِثاقى مسكن هندوى دربان
هامش
( 1 ) . يوسف / 92 .