تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 1136

مساهمون:

ص١١٣٦
انگوريه راندند و تمام ولايات و احشام و ايل و الوس آن نواحى را تاخته غنايم بسيار گرفتند و پيادگان در عقب ايستاده ، به حفر چاه و احداث مياه ، راه‌به‌راه مشغول گشتند و رايت فتح آيت با سپاه ظفرپناه به سه منزل به انگوريه نزول « 1 » فرمود و آن سرزمين مضرب خيام نزول اجلال و تمكين گشت ؛ و قيصر روم از امرا يعقوب نامى را به انگوريه فرستاده بود كه به ضبط و محافظت قلعهء آنجا قيام نمايد . [ نظم ]
سر بارهء آن نديدى عقاب * يكى كنده‌اى گردش اندر پرآب يكى شارسان گردش اندر فراخ * سراسر همه قصر و ايوان و كاخ ز رومى سپاهى دلير اندر او * همه نامداران پرخاش‌جو
و يعقوب ، قلعه را محكم ساخته ، محاربه و مدافعه را مهيا و آماده شده بود . حضرت صاحب‌قران روز ديگر به عزم احتياط قلعه ، به كوه‌گردون شكوه كيهان‌نورد برآمد و شيران « 2 » بيشهء شجاعت را به تسخير قلعه اشارت فرمود . دلاوران بىتوقف روى جلادت به حصار نهادند و نيران قتال را اشتعال دادند و نقب‌ها برده ، فى الحال آب از ايشان بازستدند 314 « 3 » و جمعى دلاوران مثل مقصود و توكل باورچى و شهسوار و سراى و على شير و ديگر بهادران به برجى كه به طرف آب بود برآمدند و نزديك شد كه قلعه فتح شود ، ناگاه از قراولان خبر آمد كه قيصر با لشكرى از هرچه تصور نمايند بيشتر ، از عقب آمده ، به چهار فرسخى رسيد . حضرت صاحب‌قران به معسكر ظفر قرين فرمود و دلاوران كه به بالاى برج برآمده بودند جنگ‌كنان به زير آمدند ، و حكم واجب الامتثال به نفاذ پيوست و لشكر كوچ كردند و مقدار يك اسب تاختن پيشتر رفته ، آب را در عقب گذاشتند و به نوره فرود آمدند و به وظيفهء حفر خندق و استحكام آن به چپر و مندو قيام نمودند . [ نظم ]
زمين را به كندن گرفتند پاك * شد آن جاى هامون سراسر مغاك شب آمد گوان شمع بفروختند * به هر جاى آتش همىسوختند
هامش
( 1 ) . م : - نزول . ( 2 ) . م : شير . ( 3 ) . ع : ستند .
ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 1136 | شرف الدين على يزدى / سيد سعيد مير محمد صادق و عبدالحسين نوايى