نموده ، و از حلّه گذشته تا مشهد مشرّف نجف [ حضرت امير المؤمنين على ] « 1 » - على صاحبها التحية و التحف « 2 » - برفتند ، اما آن موضع معظّم « 3 » مكرّم را جز به استلام عتبهء عليّه و عرض نياز تعرضى نرسانيدند و سپاه ظفرپناه حلّه و واسط و تمامى آن نواحى را تاخت كرده ، مخالفان را مقهور گردانيدند ، و سالم و غانم با بسى از كرايم غنايم بازگشته ، به عزّ بساطبوس فايز شدند .
و آن حضرت از راه شهر زور و قلاغى روى توجه به صوب تبريز آورد و معظم لشكر و آغرق را به عهدهء اهتمام اميران بزرگ بازگذاشته ، امر كرد كه از عقب به آهستگى بيايند و هيچ آفريده از تومان و قوشون خود جدا نشود ، و به نفس مبارك ايلغار فرمود و شاهزادگان جوانبخت اميرزاده ميرانشاه و اميرزاده شاهرخ و اميرزاده خليل سلطان اقبالآسا ملازم ركاب سعادت انتساب بودند .
و در اثناى آن راه ، كردان بىراه از غايت جهل و طغيان كسى را كه از لشكر جدا مىشد متعرّض مىشدند ، و به قطع طريق اقدام مىنمودند . و چون [ اين ] معنى به سمع مبارك حضرت صاحبقران رسيد ، اشارت عليّه نفاذ يافت و جمعى از سپاه در حوالى راه كمين ساختند و همينكه آن مفسدان درآمدند ، از كمينها بيرون تاختند ، و ايشان را گرفته قريب سى نفر را به حلق از درختهاى بلوط كه بر سر راه بود بياويختند . و از مخبران صادق القول استماع رفته كه درخت بلوط آن مواضع يك سال بلوط بار مىآورد و يك سال مازو ، و چون آن حال نوعى غرابتى داشت به تقريب ثبت افتاد .
و چون رايت نصرتشعار بعد از قطع منازل و مراحل سايهء وصول به كنار آب جغتو انداخت ، حضرات عاليات سراى ملك خانم و خانزاده و ديگر حرمهاى شاهزادگان با فرزندان ارجمند رفيع مقدار ، اميرزاده الغبيگ و ديگر درارى « 4 » سپهر سلطنت و جهانبانى به اقامت رسم استقبال ، استعجال نمودند و به مقام سينهپر ، به عزّ بساطبوس سرافراز گشته زبان مسرّت و اهتزاز به اداى تهنيت فتوحات
هامش
( 1 ) . فقط نسخهء « الف » .
( 2 ) . م : السلام ؛ الف : رضى الله عنه .
( 3 ) . ع : - معظم .
( 4 ) . ع : ذرارى .