تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 680

مساهمون:

ص٦٨٠
سمرقند از فرّ نزول همايون غيرت سپهر برين گشت . [ بيت ]
سعادت قرين و زمانه غلام * همه كار دولت مهيا به كام
و بعد از چند روز كمال عاطفت و رأفت حضرت صاحب‌قران چنان اقتضا فرمود كه در آن ولا بعضى از نبيرگان بزرگوار كه درارى سپهر شهريارى و درر بحر سلطنت و كامگارى بودند ، برحسب اشارت « تناكحوا توالدوا تكثّروا » با كرايم جلايل در سلك ازدواج انتظام يابند ، به سعادت و اقبال از شهر سمرقند بيرون فرموده « 1 » مرغزار كان‌گل محل نزول همايون گشت و فرمان قضا جريان به ترتيب طوى و سور و تهيهء اسباب جشن و سرور نفاذ يافت . [ بيت ]
غلامان شايستهء كاردان * ببستند بر رسم خدمت ميان يكى جشن شاهانه كردند راست * مهيا در او هرچه انديشه خواست
بسيط زمين از كثرت سراپرده و بارگاه و خيمه و خرگاه چون راز در سينهء محرمان آگاه پوشيده ماند و صحن هامون از بس تجمل و زينت گوناگون و انواع تعبيه‌هاى لطيف موزون حيرت‌فزاى عقل ذوفنون آمد . [ نظم ]
به آيين بزمگاهى ساز « 2 » كردند * كزان فردوس را در باز كردند شهنشه تكيه زد بر مسند ناز * به عشرت رنج سوز و گنج‌پرداز فروزان از جبنش فرّ شاهى * زمين تا آسمان نور الهى به گرد مسند عالم‌پناهش * جهانى از بزرگان سپاهش به رسم بندگى ايستاده برپاى * سر هريك ز « 3 » رفعت آسمان‌ساى به حشمت هريكى افراسيابى * سپهر سرورى را آفتابى سراسر در نشاط كامرانى * به فرّ دولت صاحب‌قرانى
هامش
( 1 ) . ع : رفته . ( 2 ) . الف ، م : راست . ( 3 ) . ع : به .