تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 678

مساهمون:

ص٦٧٨
و در محرم ، سنهء اربع و تسعين و سبعمائه امير حاجى سيف الدين با اغرق و تمامى لشكر كه در صفر سال گذشته از تاشكنت روان شده بودند به همانجا رسيدند ، چنانچه مدت آن يورش مبارك يازده ماه بود ، مجموع دشت و صحراى آن ممالك از بسيارى گله و رمه كه از بقاياى غنايم مانده بود مالامال گشت و عاطفت پادشاه « 1 » دريا نوال تمام شاهزادگان و خواتين و اشراف و اعيان مملكت را از فتوحات آن سفر همايون اثر « 2 » غلامان و دختران ماه‌رخسار و اسبان و گوسفندان بسيار به رسم ارمغانى ، ارزانى فرمود و آن زمستان در آنجا به اقبال و كامرانى بگذرانيد و در اول بهار كه سلطان هفت اقليم گردون ، سايهء التفات بر محل شرف خويش انداخت ، فرمانفرماى ربع مسكون از آنجا كوچ فرموده ، متوجه مستقر سرير سلطنت شد و چون از آب خجند بگذشت خاطر « 3 » كامگار نشاط شكار فرمود ، امرا و لشكريان برحسب فرمان به اقامت مراسم آن قيام نمودند [ در موضع دزق ، جرگه به هم آمد و جهانى از سباع و طيور و وحوش در عرصهء آن صحرا به جوش آمده ، مصدوقهء
وَ إِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ
« 4 » معاين گشت . صيد بسيار و نخجير بىشمار به موجب اشارت
فَاصْطادُوا
« 5 » به تير افگنده شد ] « 6 » و شكارى بسيار انداخته شد .
هامش
( 1 ) . ع : پادشاهانه . ( 2 ) . ع : اثر . ( 3 ) . ع : + مبارك . ( 4 ) . تكوير / 5 . ( 5 ) . مائده / 2 . ( 6 ) . مطالب داخل كروشه فقط در نسخهء « الف » است .