تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 608

مساهمون:

ص٦٠٨
و عساكر منصور قرين سلامت و غنيمت ، موفور به مواضع خود بازگشتند . [ بيت ]
سپاه خسرو صاحب‌قران بنده‌نواز * به هركجا كه رود با غنيمت آيد باز
و در آن ايام كه رايت نصرت شعار متوجه خوارزم بود ، سيورغتمش خان در ولايت بخارا بيمار گشت و بعد از چند روز شنقار شده ، به جوار رحمت پروردگار پيوست و نعش او را از آنجا نقل كرده ، در جلگاى كش به نزديك قوبقان يغاج در گنبدى كه از مستحدثات او بود ، دفن كردند - تغمده اللّه بغفرانه - . و در آن‌وقت كه حضرت صاحب‌قران از تسخير خوارزم فراغ يافته ، در پاييز به دار السلطنهء سمرقند معاودت فرمود و آن خطهء فردوس آيين از فرّ قدوم همايونش غيرت سپهر برين گشته ، سلطان محمود پسر سيورغتمش خان را به‌جاى پدر مقرر گردانيد و رأى عالم‌آراى پرتو عواطف و اشفاق بر حال اولاد و اعقاب انداخته ، فرمودهء حضرت رسالت‌پناه ختمى « 1 » را ، حيث قال صلى اللّه عليه و سلم : « تناكحوا توالدوا تكثّروا » وجههء همت عالى نهمت ساخت . گماشتگان جهت ترتيب طوىهاى بزرگ به پاى سعى و اجتهاد برخاستند و اهالى مملكت دست سرور و شادمانى به تزيين شهر برگشاده « 2 » ، آذين‌ها بستند و تعبيه‌ها آراستند و در « باغ بهشت » كه نامش از محاسن صفات نشان مىدهد و مشاهدهء صفاتش مطابقهء اسم و مسمّى بيان مىكند ، سراپرده و خرگاه فراوان به فسحت زمين و رفعت آسمان بزدند و برافراختند و آن را به فرش‌هاى ملون و بساطهاى ملمّع و هرگونه تكلّف و تجمّل از غرر درر و زواهر جواهر مزيّن و مرصّع ساختند و حضرت صاحب‌قران اميرزاده محمد سلطان و اميرزاده پيرمحمد برادرش و اميرزاده شاهرخ را با كرايم جلايل حورانژاد به طريق شرع مطهر عقد بسته ، در باغ بهشت به تاريخ سنهء تسعين و سبعمايه داماد كردند « 3 » . [ بيت ]
حبّذا عقدى كه عقد ملك را داد انتظام * حبّذا عهدى كزو شد رونق عالم تمام
هامش
( 1 ) . ع : - ختمى . ( 2 ) . م : برگشوده . ( 3 ) . م : كرد .