[ بيت ]
چو تيره شود مرد را روزگار * همه آن كند كش نيايد به كار
و در اثناى ايتئيل امير حاجى سيف الدين از سفر حجاز معاودت نموده ، به استلام عتبهء حريم دولت و اقبال صاحبقران بىهمال استسعاد يافت و احوال و اوضاع ملوك طوايف را - كه در آن عصر بر ممالك ايران استيلا يافته بودند - به عزّ عرض همايون رسانيد . و در همين سال ، حضرت صاحبقران مهد اعلى تومانآغا را - كه سليل صلب امير موسى بود - بر مقتضاى شريعت غرّا به عقد نكاح درآورد .
[ بيت ]
جهان را از اين عقد فرخندهفال * بيفزود صدگونه جاه و جلال
و كمال عاطفت آن حضرت مقتضى آن شد كه از براى تطييب خاطر آن ملكهء ملكى نهاد حورانژاد ، نزهتآبادى بهشت مثال ترتيب كرده شود . فرمان قضا نفاذ صدور يافت و در جانب غربى سمرقند به عدد خانههاى كواكب دوازده باغ را بههم انداختند و يكى ساختند و در آن قصرى عالى برافراختند و بپرداختند و به جهت مطابقت اسم و مسمّى به باغ بهشت موسوم گشت ؛ و حضرت صاحبقران زمستان در زنجيرسراى قشلاق فرمود .