تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 452

مساهمون:

ص٤٥٢
پيوست و از همانجا مراجعت نمود ؛ و اميرزاده جهانگير را منغلاى ساخته ، از پيش روان گردانيد و به نفس مبارك با قول لشكر از عقب توجه نمود و چون به بخارا رسيد عساكر گردون مآثر را ترتيب داده و آراسته از آنجا نهضت نمود و به رباط ملك نزول فرمود . و شاهزاده به موضع كرمينه به دشمنان رسيد و از جانبين صف‌ها بركشيده ، جنگ درپيوست . [ نظم ]
پر از نالهء كوس شد گوش دهر * بيفشاند تنّين كين زهر قهر تو گفتى كه الماس مرجان فشاند * چه مرجان كه در كين همه جان فشاند
اميرزاده جهانگير به يارى تأييد
نِعْمَ النَّصِيرُ
« 1 » - كه پيوسته در ضمان فتح و نصرت اين دولت ابد پيوند بوده و هست - بر مخالفان غالب آمد و ايشان گريخته ، به دشت قبچاق رفتند و به اروس خان پناه بردند و ملازم آن درگاه شدند و حضرت صاحب‌قران مظفّر و كامياب به مستقر سرير سلطنت مآب ، به سعادت نزول فرمود و الوس جلاير را به امرا قسمت كرده ، متفرق و پراكنده ساخت ؛ و اميرزاده عمر شيخ را به حكومت اندكان فرستاده ، عادلشاه و ساربوغا به ملازمت اروس خان قيام نمودند و آخر الامر عرق شرّيت « 2 » و فسادشان به حركت آمد و در وقتى كه اروس خان به ييلاق رفته بود ، عزم گريز كرده ، تيغ غدر « 3 » از نيام بىوفايى بركشيدند و با اوجىپى - كه گماشتهء خان بود - جنگ كردند و او را به قتل آورده از آنجا بگريختند و به الوس جته پيش قمر الدين رفتند و او را بر فتنه و فساد تحريض نمودند . [ بيت ]
از جوهر بد همه تباهى خيزد * شور و شر و افساد و مناهى خيزد

گفتار در توجه حضرت صاحب‌قران به جانب جته نوبت چهارم « 4 »

چون ساربوغا و عادلشاه به قمر الدين ملحق شدند و در هر وقت آتش كينهء
هامش
( 1 ) . انفال / 40 . ( 2 ) . م : شرت ، [ شايد شرارت ] . ( 3 ) . الف ، ع : غدّار . ( 4 ) . الف : - عنوان .
ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 452 | شرف الدين على يزدى / سيد سعيد مير محمد صادق و عبدالحسين نوايى