به عرض ملازمان پايهء سرير اعلى رساند و چون صورت حال عزّ ملاحظهء حضرت صاحبقرانى يافت ، كرايم اخلاق خسروى باعث اعزاز مقدم شريف آن نهال روضهء خانى شد . قرتقا « 1 » خاتون - كه عروس پسر قيدو خان بود - با ديگر خواتين و مجموع نويينان و امرا را به اقامت رسم استقبال اشارت فرمود .
[ نظم ]
پذيره شدندش همه سركشان * به شادى درم ريز و گوهرفشان
هوا سربهسر مشك سارا گرفت * زمين مرج تا مرج ديبا گرفت
و سادات و قضات و علما و مشايخ و ساير اكابر و اشراف و اعيان مملكت تا موضع كات استقبال نمودند .
[ نظم ]
مهان جهان كارساز آمدند * پرستنده از پيشباز آمدند
جهان سربهسر گشته آراسته * همه راه پرنزل و پرخواسته
زمين باغ فردوس ديدار شد * هوا ابر بارنده دينار شد
و در باب رعايت ترحيب و تكريم وصول همايونش بعد از تقديم وظايف ضراعت و ادب و رسوم طوى و نثار و پاىانداز ، منزل به منزل متصل به آيينى كرده شد كه تا حجلهء سپهر از جمال عروس ناهيد زينت يافته ، نظير آن كم اتفاق افتاده باشد .
[ نظم ]
به هر منزلى مجلسى ساختند * بهشتى نوآيين بپرداختند
سران پيش پايش برآموده جنگ * هوا پرگهر شد زمين رنگرنگ
و چون خاطر اهالى و ساكنان آن ديار - كه باطن مملكت عبارت از آن است - از ميامن عدل و مرحمت حضرت صاحبقران به نور امن و حضور و زيور بهجت و سرور آراسته بود ، مناسب نمود كه به موافقت آن اتفاق مبارك ، ظاهر آن ديار موافق باطنش گردد و صورت مطابق معنى شود ، و دار السلطنهء سمرقند را به انواع تكلفات غريب و تجملات لطيف عجيب آذين بستند .
هامش
( 1 ) . ع : فزتقا .