قبايل سنگين را پشت استظهار به كثرت اتباع و اشياع خويش گرم بود ، مجموع سر اطاعت و فرمانبردارى به يك كس فرونمىآوردند و سنة اللّه جارى است كه هر كثرتى را كه جهت وحدتى نباشد كه حافظ آن بود ، زود به فساد انجامد و هر مملكت را كه واليى نبود كه مجموع اهالى آن امتثال اوامر و نواهى او را واجب و لازم شمرند و از حكم و فرمودهء او به هيچوجه تجاوز روا « 1 » ندارند ، نظام احوال و اوضاع آن البته اختلال پذيرد .
نظم
جهان بىجهانبان تن بىسراست * تن بىسر از خاك ره كمتر است
بنابراين امير حسين و حضرت صاحبقرانى با يكديگر مشورت كرده ، مصلحت در آن دانستند كه از نسل جغتاى خان يكى را به خانى بردارند و جهت امضاى آن عزم ، هم در شهور « 2 » سنهء خمس و ستين و سبعمائه ، جمع امرا و نويينان را جمع آورده قرلتاى كردند « 3 » و در باب مصالح « 4 » سلطنت و كفايت مهمات مملكت سخن راندند و رأى بر آن قرار گرفت كه كابلشاه اغلن پسر دورچى بن ايلچيكداى بن دوا خان را كه از وهم آسيب تغلّبات روزگار به حصار شعار فقر و لباس درويشى درآمده بود از آن كسوت بيرون آرند و قامت اقبالش را به خلعت عالى طراز خانى بيارايند و از براى اتمام اين مهم ،
نظم
يكى جشن كردند با زيب و ساز * كه در وصف آن قصه گردد دراز
ز سيم و زر و نعمت و خواسته * همه صحن گيتى بد آراسته
و به اتفاق كابلشاه اغلن را بر تخت سلطنت نشاندند و به رسمى كه آيين سلاطين ترك است او را كاسه داشته ؛
نظم
همه سرفرازان و گردنكشان * بيكبار نه بار زانو زدند
هامش
( 1 ) . الف ، ع : جايز .
( 2 ) . الف ، ع : سال .
( 3 ) . ظفرنامه شامى ، ص 27 اين رويداد را در سال 761 ذكر مىكند .
( 4 ) . الف ، ع : - مصالح .