تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 305

مساهمون:

ص٣٠٥
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي صَدَقَنا وَعْدَهُ
« 1 » شامل روزگار گشت و اعداى وافر شوكت را معنى
ثُمَّ وَلَّيْتُمْ مُدْبِرِينَ
« 2 » صورت حال آمد ، چنان لشكرى جرار كه به كثرت شمار ، از قطرات امطار و اوراق اشجار نشان مىداد ، از اندك لشكرى چون اوراق خزانى و قطرات باران نيسانى به اطراف و اقطار متفرق و پراكنده گشت
وَ مَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ
« 3 » . الياس خواجه خان و امير بيگيجك و اسكندر اغلن و امير حميد و امير يوسف خواجه دستگير شدند ، اما خان را وفادارى - كه در جبلّت اتراك مركوز است « 4 » - دستگير آمد و تنى چند از لشكر كه او را گرفته بودند بشناختند و بىآنكه سرداران سپاه را خبر شود او را با بيگيجك سوار ساخته رها كردند و ديگر گرفتگان در قيد اسار گرفتار بماندند ، و همان شب حضرت صاحب‌قرانى شبگير كرده ، تا آب يام براند و در آنجا باز سر راه بر دشمنان بگرفت و بسيارى از ايشان كشته شدند . نظم
ز خون آب در جوى چون باده شد * به كه كهربا لعل و بيجاده شد
و امير جاكو و امير سيف الدين برحسب فرمان متوجه سمرقند شدند . و اين فتح ارجمند در شهور سنهء خمس و ستين و سبعمائه موافق لوىئيل اتفاق افتاد ، صاحب‌قران كامگار كه همت بلندش در هر كار تا آن را به منتهاى مراد نرسانيدى نيارميدى ، به مشورت امير حسين با شير بهرام ايلغار كرده در عقب دشمن روانه شد « 5 » و از آب خجند گذشته ، تاشكنت را مخيّم نزول همايون ساخت و از براى دفع عين الكمال ، چند روزى نيل عارضهء مزاجى بر رخسار دولت كشيده شد . بيت
هرچه را چشم در پسند آرد * چشم‌زخمى در آن گزند آرد
101 و حضرت صاحب‌قرانى و امير حسين را هريك در محلى كه بودند اندك مرضى
هامش
( 1 ) . زمر / 74 . ( 2 ) . توبه / 25 ؛ م : « ولّوا على ادبارهم نفورا » ؛ اسراء / 46 . ( 3 ) . آل عمران / 126 ؛ انفال / 10 . ( 4 ) . ع : + چون . ( 5 ) . الف ، ع : - در عقب دشمن روانه شد .
ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 305 | شرف الدين على يزدى / سيد سعيد مير محمد صادق و عبدالحسين نوايى