دولت زمينبوس شتافتند . آن حضرت به جمع سپاه خزار و كش فرمان فرمود و تا خواجه سالبرى را چغداول ساخت و با عساكر گردون مآثر بهطرف جگداليك بازگشته ، روان شد و چون به آنجا رسيد ، به سعادت نزول فرمود . شيخ محمد پسر بيان سلدوز با هفت قوشون لشكر به آن حضرت پيوست و در آن محل هفت روز توقف افتاد و امير حسين و سپاه آنچه ، با او بودند و آنچه حضرت صاحبقران در قهلغه گذاشته بود ، برسيدند و شير بهرام كه در دشت كولك « 1 » جدا شده بود و به ايل خود رفته ، با لشكر ختلان بعد از چهل و سه روز غيبت هم در آنجا ملحق شد .
امير حسين و حضرت صاحبقرانى با تمامى لشكر از آنجا كوچ كرده متوجه خزار شدند « 2 » و در آنجا به مزار متبرك خواجه رسمس « 3 » - طاب مثواه - درآمدند و از روح مقدس آن بزرگ دين استمداد همت نموده ، عقد موافقت را به عهد و پيمان مستحكم گردانيدند و سوابق دوستى و اخلاص را به لواحق يگانگى و اختصاص ، مؤكّد ساختند .
مصراع
آرى به اتفاق جهان مىتوان گرفت
99
هامش
( 1 ) . الف : كولنك .
( 2 ) . الف ، ع : گشتند .
( 3 ) . ع : شمس ؛ در نسخه عباسى در ذيل اين كلمه اشاره شده است كه چهار نسخه رسمس نوشتهاند . در ظفرنامهء شامى رزماز و در مطلع سعدين ، ج 1 ، ص 342 ايلغانور ذكر شده است .