تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى ) — صفحة 438

مساهمون:

ص٤٣٨
كلمه تركيست بمعنى بزرگ و عظيم ، لهذا قباجة السلاطين بمعنى اعظم السلاطين باشد ( تعليقات چچ نامه 251 طبع دهلى 1939 م ) منكورس ؟ اين نام در طبقات باملاى منكورس است ، كه شايد صحيح آن منكوبرس باشد ، و به اين نام در عصر سلاجقه تميه ميكردند ، و يك نفر امير منكوبرس در سنه 532 ه - بامر سلطان مسعود بن ملك شاه كشته شده بود ( راحت الصدور 231 ) گورخان : لقب پادشاه خطا و ختن ( غياث ) عطارد است :
بترس اى گورخان از گورخانه
لقب ملوك گورخانيه يا ملوك قرا خطائيه است نه نام يكتن ازيشان و نام گورخان كه در چهار مقاله ( ص 22 ) آمده و با سنجر جنگيده قوشقين طايقو است ( حواشى برهان 1851 ) گاهى بهرام گور را نيز گورخان گفته‌اند ، مثلا نظامى در داستان شكار بهرام و داغ كردن گوران گويد :
آن چنان گورخان بكوه و براغ * + گور كو داغ ديدرست ز داغ
( هفت پيكر 70 ) فرخى در مدح سلطان محمود گويد .
شه نندا و رام و راى و گور از بيم شمشيرش * بر آن رايند كاندر گورشان خوشتر مكان باشد
( ديوان فرخى 33 ) يماك : به فتح اول يكى از قبايل بيست‌گانه ترك است ( كاشغرى 1 / 28 ) مؤلفان متأخر آن را بمعنى نام پادشاه و نام غلام قيصر روم ( ؟ ) آورده‌اند ( غياث 758 ) در طبقات ناصرى مخفف آن يمك آمده ، و در برهان گويد كه يمك به فتح اول و ثانى نام شهرى و ولايتى حسن خيز و نام پادشاهان ايغور هم هست . خاقانى گويد :
اى شاه طغان كشور دل * طمع از يمك و ينال بگسل
سوزنى سمرقندى گفت :
مفگن بغمزه بر دل مجروح من نمك * و زمن به قبله سر مكش اى قبلهء يمك
يباقو : به فتحهء اول ، يكى از قبايل بيست‌گانه تركست ( كاشغرى 3 / 27 ) آيا اين كلمه شكلى قديم از اسم معروف يبغو نيست ؟ ( رك : يبغو ) يغان : به فتحه اول بمعنى فيل است كه مردم را هم بدان ناميده‌اند مانند يغان‌تكين ( كاشغرى 3 / 30 )