تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى ) — صفحة 430

مساهمون:

ص٤٣٠
بغرا : در طبقه 11 ذكر سبكتگين آمده ، كه بقول كاشغرى بضم اول و سكون دوم معنى آن اشتر نر و فحل باشد و به صورت بغراخان بدان تسميه ميكرده‌اند ( 1 / 352 ) بلكا : اين نام در طبقات مكرر است ، كه بقول كاشغرى به كسرهء اول معنى آن عالم و دانشمند و دانا باشد ، و از كلمه بلدى بكسر اول اشتقاق يافته اذا علم الشيء ( 1 / 11 ) اين كلمه به صورت مركب بلكاتگين و بلكابك آمده ، در راحة الصدور ( ص 141 ) و الكامل ابن اثير ( حوادث 493 ) ذكر بلكا بك شحنه اصفهان آمده است . در سلجوقنامه ظهير الدين نيشاپورى ( حدود 582 ه - ) بيلكابيگ نام يك شخص مذكور است ( ص 36 ) تگين : كه با كلمات ديگر مانند الب ، بلكا ، الغ و غيره چسپيده و كاشغرى آن را بكسرهء اول آورده كه جمع آن را تكت بكسرتين مىنويسد ، اصلا نامى است از برده و غلام كه بعدا براى فرزندان خاقان لقبى شد و پايين‌تر از ان لقب اكابضمه اول بود و اكاتگين كوچكان فرزندان ملوك باشند ، و اكاكسى است كه در عقل و دانائى بزرگ باشد . و از همين مقوله است كمشتكين بضمتين يعنى غلام داراى رنگ سپيد مانند نقره ، و الب تگين ( غلام جلد و شجاع ) قتلغ تگين ( بنده مبارك ) چون تگين پسانتر در نامهاى فرزندان ملوك استعمال يافت ، آن را با اسماى پرندگان شكارى تركيب ميكردند ، مانند جغرى تگين بفتحتين ( تگين داراى بطش باز ) كج تگين بضمه اول ( تگين نيرومند ) اين نام از موالى به ابناء افراسياب انتقال يافت ، چون ايشان پدران و بزرگان خود را تعظيم ميكردند ، در مكاتبه يا مخاطبه چنين ميگفتند : « اين تگين ( بنده ) چنين كرد و چنان گفت » و اين طرز استعمال در ابتدا براى تواضع بود ، كه بعد از ان تعميم يافت . ( ديوان لغات الترك 1 / 84 / 297 / 347 ) در لغت جغتائى ( ص 217 ) تكين بمعنى زيبا و خوشگل است و به اين نام شهرى در عصر غزنويان در نزديكيهاى قندهار كنونى به تگين آباد شهرت داشت . ( رجوع به : تاش ، طغان و ينال ) تمر : كاشغرى آن را به فتحه اول و ضمهء ثانى بمعنى حديد و آهن ضبط