چون بر سكهء يكى از مهاكشتراپه متعلق به اندوسيتهين كه در سنه 100 ق ، م حكم رانده نيز نام راجووله يا رنجو بوله ديده مىشود بنابران بايد گفت كه اين نام سوابق قديمترى از خروج يفتاليان دارد ( تعليقات هوديوالا بر ايليوت 2 / 660 ) به نظر من املاى صحيح اين كلمه رتپيل بوده ، كه دربارهء ريشه و اسناد لغوى و تاريخى آن شرحى را در كتاب لويكان غزنه دادهام ( ص 59 / 65 ) بدان رجوع شود ( طبع انجمن تاريخ كابل 1341 ش )
[ ( 86 ) تاج الدين سنجر شحنه بحر و كشتى ]
ذكر اين ملك در طبقه 22 ص 27 ج 2 به تفصيل آمده و مؤلف گويد كه وى شحنهء بحر و كشتىها بود .
يكى از شعراى معروف اين عصر در هند امير فخر الدين عميد لويكى ( سنامى ) متولد 601 ه - است كه بدربار دهلى با امر او ملوك محشور بود ، و در مدح آنان قصايد غرائى دارد .
اين شاعر يك قصيدهء بديع و فصيح در رديف كشتى ساخته كه ممدوح وى در ان بنام سنجر مذكور است ، چون در آن عصر در رجال معروف دربار چندين ملك به اين نام بودهاند ، بنابر اين مورخان ما بعد را در تعيين ممدوح اصلى اين قصيده اشتباه روى داده است .
مثلا سيد صباح الدين نويسندهء بزم مملوكيه بدين فكر است كه ممدوح شاعر درين قصيده تاج الدين سنجر تبرخان ترك گرجى [ ( 1 ) ] بود ( ص 199 طبع اعظم گره - هند 1954 م ) ولى چون تاج الدين كريت خان بقول منهاج سراج شحنه بحر و كشتىها بود ، و مضامين قصيده و تلازم مضمون كشتى و بحر و آب نيز اين مطلب را مىرساند ، بنابران گفته مىتوانيم ، كه ممدوح عميد در قصيدهء كشتى همين سنجر كريت خان باشد نه سنجر تبرخان .
مطلع قصيده اينست :
مراست ديده محيط و خيال جان كشتى * بر آب ديده ز غم مىكند روان كشتى
درين قصيده بمدح ممدوح چنين مىپردازد ، كه در نام وى تاج و سنجر و تعلق او را به كشتى توضيح ميدهد :
مدار مملكت برو بحر تاج الحق * كه بهر قلزم غم ساخت از امان كشتى
سپهر مرتبه سنجر كه فتنه زويله كرد * به سوى معبر درياى قيروان كشتى
هامش
[ ( 1 ) ] رك : ص 28 ج 2 طبقات ناصرى