شرق خانپور در اراضى گهكر ، و نيز بنيان نام قريهئى كه شش ميل در جنوب غرب هرى پور ضلع هزاره افتاده نام مىبرد .
ولى چون بنيان شهرى معروف و بزرگ بود ، نمىتوان آن را با روستاهاى كوچكى كه در بالا ذكر شد تطبيق كرد . البته تعيين گزيتير هند ( ج 16 ص 49 ) بجاست كه آن را بنون كنونى دانسته است .
لنگورتهديمز در مجله آسيايى 1908 م ( ص 390 ) گويد كه از سلطان التتمش سكههائى كه در بنيان ضرب شده در دستاند ، و بنيان همين بنون كنونى است .
( حواشى هوديوالا بر ايليوت 2 / 720 ) بقول شرف الدين يزدى تيمور لنگ در رمضان 800 ه كوهسار كتور ( نورستان كنونى ) را فتح كرده و از راه پنجشير به پروان و كابل آمد ، و از طرف ولايت جنوبى كابل و گرديز به وادى ايرياب كه دران ملك محمد برادر لشكر شاه اوغانى و موسى اوغانى حكمرانى داشتند و به خطه شنوزان رسيد ، و از آنجا به قلعهء نغر و بانو رفت و بعد از ان از آب سند گذشت ( ظفرنامه ج 2 ص 34 ببعد ، تهران 1336 ش ) در شرح فوق ايرياب و شنوزان همين ايريوب و شلوزان كنونى وادى كرم است ، و نغر را بابر در تزك خود هم ذكر مىكند كه از همين راه گذشته بود . اما ( بانو ) حتما همين ( بنون ) كنونى است ، كه آن را با بنيان تاريخى تطبيق كرده مىتوانيم طورى كه در تعليق 43 اشاره رفت ، مورخ عرب احمد بن يحيى البلاذرى ( متوفى 279 ه ) در شرح فتوحات اسلامى بعد از كابل دو جاى را بنامهاى ( بنه ) و ( الاهوار ) ذكر كرده و گويد :
« در عصر معاويه سرلشكر مسلمانان مهلب بن ابى صفره در سال چهلم هجرى در ثغور كابل پيشرفت ، و تا بنه و الا هوار رسيد ، كه بين كابل و ملتان واقعاند . » ( فتوح البلدان ، ص 433 ) اين بنه والاهوار را برخى از مورخان با ( بنون ) و ( لاهور ) كنونى پنجاب تطبيق كردهاند ، ولى اگر ما اين نكته را در نظر بگيريم ، كه لشكريان اسلامى در عهد بنى اميه و سال ( 40 ه ) ابدا و اصلا از درياى سند نگذشته و به لاهور نرسيدهاند ، و هندو شاهيان تا عهد سبكتگين
طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى ) — صفحة 414
مساهمون: عبدالحى حبيبى
ص٤١٤