سر تهوماس هولديچ وادى كنر را براى گذشتن بهند از راه كابل و لمغان و باجور مناسب ترين راه ميداند كه سكندر و بابر هم از ان گذشتهاند ( سرحدات هند 244 ) بابر در تزك خود از جائى در وادى كنر بنام قراتو متذكر است ، كه از اينجا به راه كوتل بادپش ( بادپج ) به لغمان ميرفتند ( ص 84 ) ، و امكان دارد كه همين قيرات سابق الذكر باشد .
و بابر گويد : كه در بين كابل و ننگرهار بسيار پر مشقت راهست ، در سه چار جا خورد خورد كوتلها دارد در دو سه جا تنگيهاست ، درين ميانهها معموره نبود ، پايان فوروق ساى ( كذا ) و قراتو را من معمور كنانيدم ازين جهت راه امن شد .
( با برنامه ترجمه عبد الرحيم خان خانان طبع بمبى 1308 ق ) گرديزى فتح نور و قيرات را در سنه 411 ه بدست سلطان محمود وقتى ميداند ، كه از جنگ نندا و وادى گنگ برگشت وى گويد : دو دره است يكى را قيرات گويند و ديگر را نورو جايهاى محكم است و مردم آن كافر و بتپرست . . . . قيرات جاى منزه است و مردمانش شيرپرست . . .
شاه قيرات مسلمان شد و بسيار مردم از قيرات مسلمان شدند ، اما مردمان نور تمرد كردند ، امير محمود فرمود مر حاجب على بن ايل ارسلان قريب را ، تا به نور شد و آن را فتح كرد و قلعه بنا كرد ، و مر على بن قدر راحوق را كوتوالى آن قلعه داد و ايشان اسلام بپذيرفتند و اسلام اندران ديار آشكار شد ( زين الاخبار 62 ) يكى از نويسندگان قيرات را در دامنههاى كوهسار كشمير همين گهرات 11 ميلى كوهاله در دولائى كشمير ميداند ، و نور را باناره لب آب جهلم در مقام شمل و مجهولان تطبيق مىكند ( روزنامه شهباز پشاور 12 سپتامبر 1951 م )
( 77 ) بنيان
( تكميل تعليق نمبر 43 ) اديب شرف الدين عبد الله و صاف الحضرة در تاريخ تجزية الامصار تاليف 702 ه بنيان را در كوه جود ذكر مىكند ( ايليوت 3 / 36 ) و ضياء برنى در تاريخ فيروز شاهى ( 1 - 363 ) شخصى را بنام مولانا حميد الدين بنيانى اسم برده است ، راورتى اين شهر را بين وادى كرم و جيلم در نزديكىهاى كوه جود قرار ميدهد ، و با قيد شبهت از بنيان نه ميلى جنوب