تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى ) — صفحة 417

مساهمون:

ص٤١٧

( 79 ) التمش ؟

راجع به تعليق نمبر 49 : هوديوالا در تعليقات تاريخ هند ايليوت ( 2 / 713 ) درين باره گويد معنىايكه بداونى از كلمه التمش نوشته در هيچ يكى از مآخذ ديگر مانند منهاج سراج و عوفى و حسن نظامى نيامده و بر مسكوكات اين پادشاه هم نامش بصور مختلف التمش - ايلتمش - التتمش ضبط شده ، كه باملاى ناگرى ايلى تتى مسى
lItitimisi
يالى تت مسى است و كلمه ايلتمش در تركى بمعنى شصت باشد كه خافى خان آن را براى قلب لشكر آورده است . ( منتخب اللباب 2 / 876 ) لين پول گويد : كه معنى ايل تت مش زبر دست و كمك دهنده باشد ولى ترك شناس ديگر ريدهوس در ابتداء بدين عقيده بود كه اين كلمه معنى اختطاف شده و ربوده را دارد ، يعنى غلام ربوده شده و اختطاف شده . اما چون لين پول توجه او را به معنىاى كه بداونى نوشته معطوف داشت ، ازين عقيدهء خود برگشت و شكل صحيح كلمه را ايل تتل مش پنداشت ، كه در تركى معنى آن خسوف ماه باشد . دكتور بار تولد كه اخيرا درين معنى وارد شده شكل صحيح كلمه را ايلتتمش داند ، كه معنى آن حافظ سلطنت است . نام التمش همواره بين توركها مشهور بود ، خود منهاج سراج هم از يك شهزاده خوارزم نام مىبرد ، كه اسمش ملك فيروز شاه التمش بود ، ابن عرب شاه در عجايب المقدور ذكر يكى از رجال تيمورى را به همين نام دارد ، كه سلطان مصر او را زندانى ساخته بود . همچنين يك نفر حاجى التمش از طرف عبد الله خان اوزبك بدربار اكبر در سنه 979 ه بعنوان سفير فرستاده شده بود ، و نامهاى تغ‌تمش ، سويورغ‌تمش ، ايدكوتمش و غيره در توركها مروج بودند ، و ما يك نفر ايلتتمش الترك را در 289 ه بحيث حاكم رى مىشناسيم ( زامباور ، ص 44 ) و ازين همه معلوم است كه اين نام سابقا هم مستعمل و مروج بود . در مجموعهء مسكوكات موزيم لاهور سكه نمبر 58 موجود است كه بر يك طرف آن نوشته است :