( 76 ) تكميل تعليق نمبر 40 درباره گيرى
بيهقى در چهار مورد ناحيت گيرى را ذكر كرده است :
( 1 ) و بو بكر فاضل و اديب و نيكو خط بود و مدتى بديوان بماند . . . .
و شغل اشراف ناحيت گيرى به دو دادند . و امروز هم آنجا مىباشد سنه 451 ه ( ص 272 ) ( 2 ) و طاهر دبير را بهندوستان بردند و به قلعت گيرى باز داشتند ( ص 442 ) ( 3 ) از زبان مسعود : عزيمت قرار گرفت كه سوى هندوستان رويم ، و اين زمستان به ويهند و مرمناره و پرشور و گيرى و آن نواحى كرانه كنيم ( ص 661 ) ( 4 ) پيش از ان بمدتى ويرا ( مسعود ) به قلعهء گيرى بكشته بودند ( ص 690 ) چون در نسخ خطى همواره گ را ك مىنوشتند ، بنابران ضبطهاى اين نام در تمام نسخ خطى قديم كيرى است .
هوديوالا در تعليقات بر ايليوت ( 2 / 650 ) ويهندرا هند كنونى 15 ميلى شمال اتك ميداند ، و كلمهء مرمناره را تصحيف معبر مهناره ميشمارد ، كه البيرونى آن را در ذكر درياى ( كابل ) چنين آورده است :
« و يخرج من الجبال المصاقبة لمملكة كايبش و هو كابل ماء يلقب بشعبه غوروند ، ينضاف اليه ماء ثنية غوزك و ماء شعب پنجهير اسفل من بلد بروان و ماء شروت و ساو المارة على بلد لنبكا و هو لمغان و تجتمع عند قلعة دروته و يقع اليه ماء نور و قيرات فيكون منها بحذاء بلد بر شاور نهر عظيم يعرف بالمعبر و هو قرية مهناره على شطه الشرقى و يقع الى ماء السند عند قلعة بيتور اسفل مدينة و هى ويهند » ( كتاب الهند 215 ) تاكنون در همين حدود جائى بنام پرتهمناره ( در پنبتو بمعنى منارهء افتاده ) موجود است ، كه بايزيد بيات در تاريخ همايون گويد : كه همايون در سنه 950 ه نزديك پرتهمناره از درياى سند گذشت ، و راورتى اين جاى را بر كنار غربى درياى سند بالاى اتك نشان ميدهد ( ترجمهء طبقات ناصرى نوت 1043 ) پس بقول هوديوالا قلعهء گيرى هم همين شهبازگرى يا كافرگرى چهل ميلى شمال شرقى پشاور و 20 ميلى شمال غربى ويهند خواهد بود ( تعليقات بر ايليوت 2 / 651 )