اول نام ( قرا ) نيز در تسميههاى توركان رواج داشت ، و همين مولف كاشغرى گويد :
« قرا به فتحهء اول : الاسود و به يسمى الملوك الخاقانيه » ( 2 / 167 ) پس قرا بجكم معنى غژگاو سياه دارد ، و اين تسميه بنام حيوانات در بين توركان دأب بود ، مثلا ارغون ( نام مرغى كه بدان گنجشك شكار نمايند كتاب مذكور 1 - 108 ) بغرا ( شتر نر ، 1 ، 352 ) جغرى ( صقرا - 352 ) تغرل ( طاير درنده 1 - 108 ) بغرا ( شتر نر ، 1 ، 352 ) جغرى ( صقرا - 352 ) تغرل ( طاير درنده 1 - 400 ) يغان ( فيل 3 / 22 ) تنكا ( ببر 3 - 272 ) و غيره .
( به تعليق 18 و كلمه غژگاو رجوع شود )
( 60 ) لاويك ، انوك ؟
در املاى اين كلمات نويسندگان دورهء اسلامى و قبل از اسلام مختلفاند ، دودمانى از شاهان محلى كابل و غزنه و گرديز در ادوار قبل الاسلام و مقارن ظهور اسلام درين سرزمين حكمرانى داشتند ، كه بقول لنگورتديمز در حدود 260 ه حكمران محلى غزنه شاه لاويك بود ، و شخصيت مجهوليست ( دايرة المعارف اسلام 2 / ص 4 / 15 ) عبد الحى گرديزى مقابلهء ابو منصور افلح بن محمد بن خاقان را با يعقوب ليث در گرديز شرح ميدهد ( زين الاخبار ، ص 6 ) و نظام الملك در شرح عصر الپتگين از امير غزنه لويك نام مىبرد ( سياست نامه 122 ) و منهاج سراج جوزجانى نيز ابو بكر لاويك را در چرخ لوگر در مقابل سكتگين ذكر مىكند ( طبقات ناصرى 1 / ص 268 ) و محمد بن على شبانكارهيى نيز ازين لويك غزنه ياد آورست ( مجمع الانساب خطى ) فصيح احمد بن جلال الدين محمد خوافى مشهور به فصيحى ( 777 - 849 ه ) در تاريخ خويش دو بار از لويك ياد كرده ، در احوال سال 322 ه مينگارد :
« فتح غزنى بر دست البتگين ترك و گريختن لويك والى غزنى » ( مجمل فصيحى 2 / 45 ) و باز در وقايع سنه ( 354 ه ) مىنويسد :
« حرب اسحق بن البتگين ترك با لويك كه پيشتر والى غزنى بود ، و البتگين او را بيرون كرده بود ، و چون اسحق بن البتگين بسمرقند رفت او با غزنى آمده بود و فرار لويك مذكور » ( مجمل 2 / 72 ) .