1 / 1123 ) همين قصه را با كمى تفاوت آورده و مؤرخان را در نام راهب اختلافست ، برخى نام او را نياوردهاند ، و برخى بحيرا و جمعى نسطور گفتهاند . ابن اسحق نام او را نياورده ( ابن هشام ص 119 ) ابن سعد در طبقات نام او را نسطور گفته و نويسنده السيرة الحلبيه نيز نسطور نوشته ( طبقات ابن سعد 1 ، 82 و السيرة الحلبيه 1 ، 143 ) اما ابن اثير ( 1 ، 186 اسد الغابه ) نام او را بحيرا نوشت .
دربارهء بحيرا و تاريخ زندگانى او چيزى در دست نداريم ، و حتى برخى از علما مانند نولدكه از وجود چنين شخصيتى انكار دارند ، ولى از يك مخطوط سريانى كه آن را استاد ريچارد گوتيل
Richard Gottheil
در مجله آشوريات 1898
B - XIII
نشر كرده روشنى بر مسئله بحيرا مىافتد ، درين داستان سريانى از بحيرا و سفرهاى او به بيت المقدس و طور سينا ذكرى ميرود ، و نيز ديدار اول بحيرا از حضرت محمد ( ص ) درين داستان مذكور است . و اين بحيرا داراى ثقافت و علم و معجزات بود . اما از مآخذ سريانى پديد مىآيد ، كه بحيرا اسم او نبود ، بلكه لقبش بود و نام حقيقى او سرجيس باشد كه المسعودى هم در مروج الذهب به آن اشاره مينمايد .
اشتقاق اين لقب از ( بحر ) عبريست بمعنى اختار و انتخب ، پس بحير مختار و منتخب باشد ، كه در سريانى هم بحر بمعنى فحص و بحث و اختبار بود ، پس بحيرا خبير و مختار است .
( اختصار از مقاله بحيرا بقلم دكتور اسماعيل على معتوق در مجله كلية الاداب جامعه فواد الاول قاهره جلد 12 ، جزو اول مئى 1950 )
( 59 ) بجكم
در تعليق 18 دربارهء بجكم توضيحى كوتاه داده شد اين كلمه چنانچه گفتم ، در نامهاى توركان مستعمل بود ، و محمود بن حسين بن محمد كاشغرى در ديوان لغات الترك تاليف 466 ه ، طبع استانبول در سه جلد 1333 / 35 ق گويد : به حكم به فتحه اول و سكون دوم و فتحه سوم :
السوم و هو الحريرة او ذنب بقر الوحش يتسوم به البطل يوم القتال و الغزية تسميه برجم ( ص 401 ج 1 ) به اين طور گويا بجكم اصلا گاو وحشى بود ، كه از موى و دم آن نشانهء علم يا پرچم مىساختند ، و آن را هم توسيعا بجكم مىگفتند ، و جزو