تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى ) — صفحة 382

مساهمون:

ص٣٨٢
در طبقات سر جاندار و جامدار هر دو آمده ، كه اولى بمعنى سر محافظ و سر سلاحدار و قوماندان گارد شاهى است ، اما دومى كسى است كه به دربار شاهى امور مشروبات و مأكولات يا البسهء شاهى به دو تعلق داشت ، كه اكنون « پيش خدمت » گويند ، و هر دو از مناصب دربارى در خراسان و هند بودند . مولوى بلخى راست :
ربنا انا ظلمنا گفت و بس * چونكه جانداران بديد از پيش و پس ديد جانداران پنهان همچو جان * دور باش هر يكى تا آسمان
( مثنوى ) عثمان مختارى راست :
جهاندارى كه جاندارش * سلاطين را دهد فرمان
( ديوان مختارى 372 )

( 53 ) شرح حال منهاج سراج

در كابل مجموعهء خطى بنام مجمع المضامين ديده شد كه آن را قمر الدين خان كوكب براى جهانگير در هند نوشته است ، تاريخ تحرير آن 1022 ه است ، و غالبا به خط خود كوكب بايد باشد . در قسمت اول اين كتاب كه مبنى بر شرح احوال شعراى قديم هند مخصوصا دربار التتمش و قباچه است ، راجع باحوال و آثار اسماعيل زرريس چنين نويسد : « اين يكه‌تاز ميدان بلاغت را در شرح حال منهاج سراج جوزجانى رساله مستوفائى است [ ( 1 ) ] . . . » راجع به اين رساله كه زرريس نوشته باشد ، اكنون معلومات ديگرى ندارم و نه سراغى از ان در دست است ، ولى محمد عوفى اين شاعر را بنام جمال الشعراء اسماعيل بن ابراهيم الغزنوى المعروف به زرريس ، داراى عذوبت و جزالت كلام داند و دو غزل پارسى از وى نقل كند كه اينك يكى از ان :
جان هر شراب وصل كزو نوش مىكند * دل حلقه‌يى ز زلفش در گوش مىكند
هامش
[ ( 1 ) ] از نسخه خطى مجمع المضامين كه جناب گويا اعتمادى در كابل به من وانمود و اين نكته را اشارت فرمود . يك نسخهء خطى ناقص مجمع المضامين در مجموعهء مرحوم شيرانى در كتب خانه دانشگاه لاهور موجود است و مرحوم پروفيسور محمد شفيع بدون ذكر نام مولف در مقدمه تذكرهء ميخانه طبع لاهور 1926 م از ان ذكرى دارد ، و گويد كه در مسنه 1035 ه تاليف شده ، حال آنكه نسخه آقاى گويا دز 1022 ه نوشته شده است