منسوب به جيهانى موزهء كابل ( ص 66 - 70 ) گويد : كه غرجستان را دو شهر است ، يكى را نشين خوانند و ديگر را شورمين خوانند ، و در بزرگى هر دو به يكديگر نزديكاند ، از نشين برنج خيزد و ميان نشين و درهء مرو الرود يك منزل باشد از بالا ، و از نشين تا شورمين يك منزل . چون نسخه اشكال العالم از حيث خط و املا قابل اعتماد نيست ، بنابران ضبط آن نيز به نظر من قابل توجه نخواهد بود ، اين شهر را برخى از مؤرخان ابشين نيز نوشتهاند ( ديده شود اراضى خلافت شرقى ص 416 ) كه صورتيست زافشين نسخهء اصل . پس از بين املاهاى متفاوت ( بشين - ابشين - افشين ) را از صورت منقول ديگر آن كه نشين است بنون اول ، ميتوان به حقيقت نزديكتر دانست .
مينورسكى مينويسد : كه اصطخرى عرج الشار را با دو قصبهء آن بشين ( مطابق جغرافياى ارمنى : ابشين
Abzhin
) و شورمين نام ميبرد ، كه از روى موقعيت جغرافى با فيروزكوه كنونى مطابقت دارند و شارها مطيع سامانيان بودند و در ( 386 ه ) اطاعت محمود را پذيرفتند ، و العتبى مؤلف تاريخ يمينى براى گرفتن حلف آنها فرستاده شد ، وى از شار ابو نصر محمد و فرزندش شاه محمد باحترام نام ميبرد ، و در 403 ه غرجستان ضميمهء مملكت محمودى گرديد ( رك : ص 327 ترجمه و شرح حدود العالم از مينورسكى طبع اكسفورد 1937 ع ) مخفى نماند : كه در نسخهء مطبوع مسالك الممالك اصطخرى ( ليدن ص 271 ) در متن نشين و سورمين طبع گرديده و در حاشيه از روى نسخ مقدسى و ابن اثير و قزوينى اشكال مختلف كلمتين از قبيل ( سير ، افشين ، شمن ، بشين ، اسين ، بشير ، ابشين ، انستن ، سين ، و سورمين ، شورمين ) ضبط گرديده است ، اصطخرى گويد : كه غرج الشار دو شهر دارد :
نشين و سورمين كه در بزرگى بهم نزديكند و در ان جائى براى سلطان نيست .
و شار كه مملكت به دو منسوبست در قريهاى نشيند بر كوه بلكيان ( بكنكان ، بلكتان ، بليكان ) و هر دو شهر آبهاى روان دارند ، و از نشين برنج خيزد ، كه به بلاد ديگر برند ، و از سورمين مويز زياد ، و بين نشين و دزه مرورود يك مرحله است ، و از نشين تا سورمين نيز يك مرحله است به طرف جنوب در كوه ، و آب مرو از نشين مرو الرود آيد ( الاصطخرى ص 272 ) دليل ديگر بر صحت املاى بشين اينست ، كه در جغرافى موسى خورنى كه مترجم