تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى ) — صفحة 378

مساهمون:

ص٣٧٨
علاوه بر اسناد ادبى فوق ، يكى از شعراى معاصر شمس الدين كه « تاج‌ريزه » نامداشت ، قصايدى در مدح وى دارد كه اين بيت ازوست :
حامى آفاق التتمش كه عزم و حزم او * گرد بر گرد جهان حصن حصين آورده‌اند
اين بيت شاعر معاصر نيز بر مدعاى ما گواه محكم است ، كه در ان عصر ، اهل علم التتمش را به دو تاء ميخوانده‌اند . اما املاهاى ديگر آن هم عام بود ، كه بر مسكوكات وى بصور مختلف مىنوشتند مثلا : « سلطان المعظم شمس الدنيا و الدين ابو المظفر التيمش القطبى به زمان أمير المؤمنين » و بر بعضى مسكوكات بر يك طرف « السلطان ايلتمش » و بر طرف ديگر آن به سنسكريت ( سرى سلطان لى تت مسى سموت 1283 ) نوشته‌اند . در يك كتيبه منزل دوم قطب منار دهلى چنين نوشته شده : « امر باتمام هذه العمارة الملك المؤيد من السماء شمس الحق و الدين ايلتمش السلطانى ناصر أمير المؤمنين » و در همين منزل همين منار مرقوم است : « السلطان الاعظم . . . ابو المظفر ايليتمش السلطانى » در برخى از نسخ عجايب الاسفار ابن بطوطه تنهاللمش هم آمده [ ( 1 ) ] و چنين به نظر ميآيد ، كه در عصر خود سلطان اين نام به چندين املا نوشته ميشد : ( ال ت ت م ش ) و ( ا ل ت ى م ش ) و ( ا ى ل ت م ش ) و ( ا ى ل ى ت م ش ) و ( ا ل ت م ش ) ( تكميل اين مبحث در تعليق 79 خوانده نمود )

( 50 ) نشين يا بشين ؟

املاى اين نام در نسخ طبقات و ديگر كتب مسالك و ممالك متفاوتست ، و در نسخه اصل افشين است . كهن‌ترين كتاب جغرافى پارسى حدود العالم قصبهء غرجستان را بشين مىنويسد ( ص 58 ) كه همين ضبط بايد اصح باشد ، چه خود نويسندهء كتاب مذكور جوزجانيست ، و اگر ضبط نسخهء منقول عنها قابل اعتماد باشد ميتوان گفت پايتخت غرجستان را بشين ميگفتند . ياقوت در معجم البلدان ( ج 6 ص 277 ) گويد : كه بقول اصطخرى غرج دو شهر داشت ، يكى بشين و دوم سورمين كه در بين هر دو يك مرحله راه بود ، و هر دو داراى آب زياد و باغستان است ولى اين نام در كتاب ديگر كه مراصد الاطلاع نامدار دو در تهران بر سنگ چاپ شده ( 1315 قمرى ) به صورت ( بسنين ) آمده ( ص 291 ) كه شايد ناسخان مسخ كرده باشند ، در نسخه خطى اشكال العالم
هامش
[ ( 1 ) ] حواشى ترجمه عجايب الاسفار ابن بطوطه ص 53 ج 1 طبع لاهور 1898 ع )