ازين حرب كاندر قهستان نمودى * جهانى پر از عدل و انصاف و داد است
چنان كز تو شاد است حرب محمد * روان محمد ازين حرب شاد است
بمان در جهان تا جهان را طراوت * ز آب و ز نار و ز خاك و ز باد است
نماند فراموش بر ياد خسرو * نياز فراهى اگر هيچ ياد است [ ( 1 ) ]
عوفى اين شاعر را بنام الامام شرف الدين محمد بن محمد الفراهى داراى فضايل و منبع زلال شمايل و صاحب علم و عمل مينويسد و گويد :
كه رباعيات لطيف دارد ، و وقتى محمد عوفى را بفراه گذرى افتاده بود ، و به ديدار وى رسيده ، و اشعار او را نقل كند كه از ان جمله است يك قصيدهء غراء در قافيت وفا به مطلع :
چو هست زير نقاب عدم جمال وفا * صباء عهد مجوى و دم شمال وفا
از غزليات اوست :
توئى اى جان ز دو لب درمانم * مرهمم گر نكنى درمانم
نكنى كار براى دل من * تو خود اين راه ندانى دانم
آنچه ز ان بيش نباشد غم تست * و آنچه زان كم نبود من آنم
شكرى از تو بجان خواهم خواست * گرچه از پسته دهى بستانم [ ( 2 ) ]
( 47 ) راورتى
مأسوف عليه هنرى جارج راورتى
H , G . Raverty
از خاور شناسان و علماى انگليس است ، كه مخصوصا در شق افغان شناسى استاد بوده و در نشر كتب و آثار ادبى زبان پشتو كارهاى مهمه انجام داده است . اين عالم افغان شناس هر چند شخص سپاهى بود ، و مدت عمر خود را در خدمات لشكرى ميگذرانيد ، اما در زبان شناسى مطالعات وسيعى داشت ، در سنسكرت و اوستا و السنهء بومى هندو پارسى و مخصوصا پشتو ماهر بود و همانطورى كه استاد براون انگليس بادبيات پارسى خدمات شايانى نمود ، اين سپاهى دانشمند به زبان پشتو انجام داد ، و حقوق علمى و ادبى
هامش
[ ( 1 ) ] لباب الالباب ج 1 ص 353
[ ( 2 ) ] براى تكميل احوال فراهى رك ، لباب الالباب ج 1 ص 359