تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى ) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١

( 39 ) اسمائى كه به كلمه خر آغاز مىشود

در طبقات ناصرى و ديگر كتبى كه ذكر وقايع سلطنت غوريان و اوايل خروج مغل آمده ، باسماى زيادى بر مىخوريم ، كه در اول آن نامها كلمه « خر » موجود است ، مانند خرميل خرنك ، خرزور ، خرجم ، خرپوست ، و غيره ، كه نامهاى مشاهير رجال حربى و ادارى و دربارى اين دوره است ، و طورى كه خوانندگان محترم در متن كتاب طبقات مىخوانند ، معروف‌ترين رجال دربار غوريان به اين گونه نامها مسمى بوده‌اند . ابن اثير نيز در حوادث زمان غوريان ابن خرميل را مكررا نام مىبرد كه مدتها بر هراة حكمدارى كرد ، و بسال ( 604 ه ) در حين در بندان آن شهر كشته گرديد [ ( 1 ) ] كذلك خرجم طبقات ناصرى را خرجوم مىنويسد كه نامش زنگى حرجوم بود ، و از مشاهير رجال دورهء غوريان است [ ( 2 ) ] كذلك در همين اوقات محمد على خرپوست در غزنه حكمرانى داشت و چون سلطان محمد خوارزم شاه از قشون چنگيزخان بهزيمت رفت يمين ملك مقطع هراة از راه گرم سير در غزنه پيش وى آمد [ ( 3 ) ] همچنان ابن اثير ، نام سپه‌سالار خروش غورى ، و خرنك غورى را كه معاصران سلطان شهاب الدين اند ، در حوادث آن دوره برده است [ ( 4 ) ] ، كه هر يك ازينها در وقايع مهمه دستى داشت و در هرات و غور و غيره معروف بودند . مستر راورتى نيز به وحدت رنگ و آهنگ اين اسما ، ملتفت شده و گويد : در اول اكثر اسماى ملكان و مشاهير غور كلمهء خر
Ass
مىآيد ، كه خرچم بمعنى (
AssEnergy
) و خرزور بمعنى
Asspower
و خرپوست بمعنى
Assskinned
و خرنك يا خرنگ بمعنى
A sspalateorlipped
است كسانى كه در تاريخ باختر مطالعه دارند ، مىفهمند ، كه در ادوار باستانى قبل الاسلام انتساب باسپ داب مردم باختر بوده ، در آخر اغلب اسماى باستانى كه در اوستا و ديگر كتب تاريخى آمده كلمه ( اسپه ) موجود مىباشد ، مانند لهراسپه ، گشتاسپه زريسپه و غيره ، شايد كه بعدها اين انتساب به ( خر ) تبديل [ ( 5 ) ]
هامش
[ ( 1 ) ] الكامل ، ج 12 ص 101 - 841 - 85 - 87 - 88 [ ( 2 ) ] الكامل ج 12 ص 87 [ ( 3 ) ] جهانگشاى جوينى ج 2 ص 120 [ ( 4 ) ] الكامل ، ج 11 س 63 - 64 [ ( 5 ) ] ذيل ترجمهء طبقات ، ج 2 ص 986