تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى ) — صفحة 360

مساهمون:

ص٣٦٠
و مرجوع فرمايد قطعه
باشند فى المثل گله گوسفند خلق * كان را خداى صاحب و والى شبان بود صاحب بجاى او دگرى را شبان كند * چون بنگرد كه بر گله نامهربان بود
چنانچه ما صدق اين مقال چون ارادهء ازلى متعلق به آن شده بود ، كه صفت جلالى ظهور يابد ، و چندين تومان خلايق در هر بلده از بلاد ممالك ترك از كفر و اسلام كشته گردند ، نوبت جهانبانى را نامزد چنگيزخان و فرزندان او گردانيد ، و در اندك زمان از اقصى بلاد چين تا مصر و از كنار درياى سند و ظاهر هند تا باطن روم و بلغار و قرم مشتمل بر بالاختاى و قرقر و سلنكاى و تنكوت و قراقرم و الغور و تركستان و فرغانه ، و ما وراء النهر و خوارزم و خراسان و غور و غرجستان و غزنين و كابل و زابل و سيستان و كرمان و فارس و قهستان و عراقين و ديار بكر و موصل و ميا فارقين و حلب و شام واس و روس و تاكلار و باشقر متصل به خاك فرنگ كه طولا و عرضا زياده از پنجهزار فرسنگ است ، در مدت پنجاه سال بلكه كمتر مسخر آنها گرديد ، نظر بر خواهش دوستان اين غبار قدوم راه روان طريق حكايت طرازى و مرحله پيمايان وادى عبارت‌پردازى ، منهاج سراج جوزجانى بذكر مجملى از وقايع اموريكه از اول خروج آن طايفه تا انقراض دولت آنها و آنچه مشاهده و آنچه با علام مخبران صادق معلوم كرده مبادرت نمايد ، تا يادگارى بماند ، قبل از بيان اصل مطلب فصلى در بيان احاديث كه در خروج آن طايفه موعوده وارد شده است بتحرير ميآيد ، به توفيق الله تعالى - بدانكه ثقات . . . الخ ، ، اين بود عين مقدمه‌يى كه ناشر و طابع كتاب بنام منهاج سراج بانشاى مغلق و ناپسنديدهء خويش جعل كرده ، و در اول طبقه ( 23 ) طبقات ناصرى به چاپ رسانيده است ، كه خوانندگان محترم از عبارات پر تكلف و انشاى مغلق آن نسبت به انشاى چون آب روان منهاج سراج ، به جعل اين مقدمه پى مىبردند . على اى حال ميرزا محمد ملك الكتاب اين كار ناروا را در عالم دانش مرتكب شده ، و بر خلاف امانت دارى علمى و ادبى اقدام ورزيده است .