تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى ) — صفحة 364

مساهمون:

ص٣٦٤

( 41 ) غرجه و مرغزى

طورى كه در متن كتاب آمده امير غرجه در قلعهء اشيار ، امير محمد مرغزى نامداشت ، شرح غرج و غرجه را در تعليق 29 خوانديد ، اشيار هم جمع شار خواهد بود ، كه پادشاه غرجه و غرجستان را به همين نام ميخواندند ، و در شرح كلمهء غرجستان مذكور افتاد ، اما مرغزى منسوب باشد به مرو خراسان كه در پهلوى مروزى و در زبان درى مرغزى بوده است [ ( 1 ) ] . و يكى از مشاهير اينجا ابو يزيد مرغزى از فضلاى طبقهء عرفاست ، كه با شيخ الاسلام خواجه عبد الله هروى معاصر بود ، و وى ابو يزيد مرغزى را از فقهاى خراسان مىشمارد ، مولوى گويد :
گرچه با هم مرغزى و رازيند * ليك با هم در شريك بازيند [ ( 2 ) ]
سنايى نيز مرغزى را آورده :
ابلهى مرغزى به شهر هرى * + سوى بازار بر دلاشه خرى .
چون مرغز بر وزن كرگس ديهى در يك فرسنگى جنوب هرات بر سواحل شمالى هريرود تاكنون موجود است ، احتمال دارد منسوب باينجا باشد ، كه ابو يزيد مرغزى فقيه و عارف خراسان از آنجا بود ( طبقات الصوفيه 209 / 658 )

( 42 ) خول مانى

در تعليقات گذشته و متن كتاب خوانديد : كه قلعهء سنگه يا سنجه از معروفترين قلاع غور بود ، كه بقول منهاج سراج آن را خول مانى گفتندى ، و اين نام هم مانند اكثر نامهاى بلاد و اماكن غور كه در سابق به آن اشارت كردم پنبتو است ، چه باستناد اغلب روايات موثق ، زبان غوريان نخستين پنبتو بود ، و اين مقصد از كتاب پته خزانه كه بسال ( 1323 ش ) در كابل طبع و نشر كردم به خوبى آشكارا ميگردد . كلمهء خول بر وزن شور بمعنى خود و كلاه آهنينى است ، كه در جنگ بر سر گذارند ، و مانى بنون غنه دار پشتو قصر و كاخ را گويند ، پس خول مانى قصرى را گويند كه به شكل خود و كلاه آهنين باشد ، و شايد اين كاخ شاهى را به همين شكل ساخته بودند ، و يا قصرى بود ، كه تاج شاهى را دران مىگذاشتند و آن را خول مانى يعنى قصر تاج ميگفته‌اند .
هامش
[ ( 1 ) ] سبك شناسى ج 1 ص 218 [ ( 2 ) ] نامه دانشوران ج 2 ص 227
طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى ) — صفحة 364 | عبدالحى حبيبى / منهاج سراج