تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى ) — صفحة 353

مساهمون:

ص٣٥٣
آوردند ، و از آنجا به غزنه . پس چه طور مىتوان قبول كرد ، كه ( دهيك ) موجودهء غزنى همان دهك مسعود سعد سلمان باشد ؟ چه اگر همين ( دهيك ) را مقتلش بدانيم ، بردن محفهء سلطان را بايد از غزنه به طرف هند و سواحل آب سند قبول كنيم ، زيرا كرمان و جبال تيراه و اوغانيه و باز هم كرمان محل حكمرانى تاج الدين بعد از همين دهيك به طرف شرق شمالى اقاصى ناحيت‌هاى غزنه واقع است ، و راه عبور و مرور از غزنه بلاهور هم بايد همين راه سمت جنوبى موجوده و تهل باشد ، پس بلا شبهت و ريب بقول ابن اثير و منهاج سراج بايد ( دميك ) مشهد سلطان ماسواى ( دهيك ) كنونى غزنه و دهيك مسعود سعد سلمان و ( دهك ) البيرونى باشد . على اى صورة از روى تحقيقات تاريخى گفته مىتوانيم : كه ( دميك ) بقعه على حده بود بر كنار درياى جهلم ، كه سلطان را در آنجا كشتند ، بعد از ان محفهء او را از راه جبال تيراه بكرمان و از آنجا بغزنه آورده‌اند ، و اين سخن وقتى روشن تر خواهد گشت كه تعليق جداگانهء مرا در تعيين موقعيت كرمان بخوانيد ( ر : 37 ) مخفى نماند : كه يك ( دهك ) ديگر ، طورى كه ابن حوقل و مقدسى ذكر كرده‌اند ، و موجز اقوال آنها در سابق نقل افتاد ، بين زرنج و بست واقع و از قلاع زابلستان بود ، كه عين همين جاى را گرديزى نيز در شرح جنگهاى محمود با سيستانيان و خلف بن احمد در وقايع سال ( 363 ه ) ذكر مىكند ، گويد : كه سلطان از خلف پرسيد كه كجا خواهى تا فرستمت ؟ خلف گفت بگوزگانان ! او را آنجا فرستاد ، و ميرك امير خلف بدهك بود [ ( 1 ) ] ولى همان دهكى كه البيرونى ذكر كرده ، و سمعانى نيز در انساب خويش آن را در هند دانسته ، سواى ( دميك ) مشهد سلطان معز الدين خواهد بود . و شايد ( دهك ) مسعود سعد سلمان نيز موضعى باشد ، كه البيرونى و سمعانى نوشته‌اند ، اما ( دهك ) گرديزى و مقدسى و ابن حوقل كه بين بست و زرنج واقع بود ، نمىتوان با اين دهك ثغور هند خلط گردد طورى كه اكنون واضع است دميك ( باملاى هندى دهميك ) منزلى است متصل سوهاوه ضلع جهلم پنجاب [ ( 2 ) ] كه تاكنون هم به همين نام مسمى و مشهور است ، و با وجود اين تحقيق موردى باقوال ديگر نيست .
هامش
[ ( 1 ) ] زين الاخبار ، ص 52 [ ( 2 ) ] تذكرهء بهادران اسلام ص 219 ج 2