4 - كوه ورنى : كه بقول منهاج سراج داور و والشت و قصر كجوران در شعاب و اطراف اوست ، داور همين زمين داور كنونى است ، والشت يا والشتان را در تعليق ( 27 ) شرح دادم ، و كجوران را هم اكنون كجران گويند كه در شمال غربى زمين داور كنونى واقع و مربوط به غوراست ، پس موقعيت كوه ورنى را هم بايد حوالى جنوبى غور تعيين كرد .
باحتمال اقرب به يقين بايد گفت : كه ( ورنى ) صورت مصحف ( زرنى ) موجوده است كه از طرف ناسخان كتاب تصحيف گرديده ، زيرا ( زرنى ) اكنون در غور دهكده بزرگى است ، كه بجنوب تيوره افتاده و از راه ( آنها ) و ( دو رودى ) 60 كيلومتر از تيوره فاصله دارد ، زرنى روى تپهها افتاده و از شرق و جنوب و غرب آن كوهها احاطه كرده است .
به طرف شرق آن كوه ( پنج شاخ ) و به طرف جنوب ( كوه غكه ) و به طرف غرب كوه ( غچه گك ) واقع است ، اين نامها محلى و مخصوص باشندگان كنونى دهكده زرنى است ، كه اين كوهسار با درهء مژگان ( مشكان تاريخى ) و بالشتان و زمين داور پيوستگى دارد ، و جنوبى ترين حصص غور شمرده مىشود ، پس اين سلسله جباليكه ( زرنى ) كنونى در بين آن افتاده ، و بلندترين حصص كوهسار غور شمرده مىشود ، و بقاياى تعميرات باستانى نيز در اطراف آن نمايان است ، عبارت از كوه ( ورنى ) طبقات خواهد بود ، كه فقط ( ز ) به ( و ) تحريف شده است .
5 - كوه خيسار : رفعت اين كوه از گفتههاى منهاج سراج پيدا مىآيد ، و بقول ياقوت خيسار از بلاد سرحدى بين غزنه و هرات بود ، كه بيهقى نيز در حوادث ( 411 ه ) وقتى كه سلطان مسعود از هرات بر غور مىتازد ، منزل اولين را باشان و دومين را خيسار بقلم ميدهد ، و در جاى ديگر آن را در رديف تولك مىشمارد [ ( 1 ) ] و اصطخرى هم آن را بفاصله دو روزه راه از هرات ذكر مىكند [ ( 2 ) ] رفعت و حصانت و استحكام قلعت خيسار بين مورخان شهرتى دارد ، و در حدود ( 600 ه ) مقر حكمدارى تاج الدين عثمان مرغنى سر سلسلهء آل كرت بود ، و سيفى هروى گويد : كه قلعهء خيسار در غايت محكمى و بلنديست و دست هيچ متصرفى بدان نرسيده ، و نخواهد رسيد .
و چنگيزخان اندر وقتى كه عزم تسخير آن كرد ، نقاشان مانى دست را
هامش
[ ( 1 ) ] بيهقى ، ص 130 ،
[ ( 2 ) ] المسالك و المالك اصطخرى