چون قرار متن نوشتهء منهاج سراج قواى متهاجم شهريار سلجوق از طخارستان بر غزنه ميتاخت ، بنابران لشكر مدافع غزنه ، بايد بشمال و شرق آن ناحيه حركت كرده ، و با قواى سلجوقى در درهء خمار مصاف داده باشد ، و به اين حساب بايد درهء خمار در شرق شمالى غزنه بوده باشد ، يعنى شمال كابل .
امام ابو الحسن على بن زيد البيهقى متوفى ( 565 ه ) نويسندهء معروف تاريخ بيهق و تتمهء صوان الحكمة در شرح حال ابو الخير بذكر خمار اشارتى دارد ، كه عين عبارت وى را در اين جا مىآورم :
« و قد افرج ( اعطاه ) السلطان محمود لحكيم ابى الخير ناحية يقال لها خمار ، و نسب ابو الخير الى تلك الناحية ، و قبل له ابو الخير خمار ، تمييزا بينه و بين ابى الخير صاحب البريد بقصدار ، و قد سهى من قال هو ابو الخير الخمار . . . . » [ ( 1 ) ] در « درة الاخبار و لمعة الانوار » كه ترجمهء پارسى صوان است ( حدود 700 ه ) چنين نوشته :
« و سلطان محمود بعد از اسلامش ( ابو الخير ) ناحيت خمار را از اعمال غزنين به معيشت بر وى مسوغ فرمود ، و بدان سبب او را ابو الخير خمار منسوب گردانيدند . . . . » [ ( 2 ) ] يك نفر ديگر از مورخان بصير ، شريف محمد بن منصور بن سعيد ملقب به مباركشاه و معروف به فخر مدبر كه كتاب ( آداب الحرب و الشجاعه ) او در حدود ( 620 ه ) از مهمترين و نافعترين آثار تاريخى است ، و اكثر نقاط كشور را به چشم خود ديده ، در موقعى ذكرى از خمار مىكند ، كه درين مورد از آوردن آن ناگزيرم ، وى گويد : كه در وقت سلطان رضى ابراهيم ، سلطان ملك شاه سلجوقى با لشكرى گران قصد غزنين كرد ، سلطان رضى ، مهتر رشيد را كه مدرسهء او در جوار روضه سلطان محمود است ، و ازو بسيار وقف و خير مانده ، بخراسان به نزديك ملك شاه برسالت فرستاد ، و بعد ازين فخر مدبر مبارك شاه ، داستان مهتر رشيد را تفصيل مىدهد ، و آنچه از احوال اماكن وطن مانند لمغان و غزنه و غيره از طرف مهتر رشيد بحضور ملك شاه نقل افتاده ميآورد و گويد :
هامش
[ ( 1 ) ] تتمه صوان الحكمه ص 13 -
[ ( 2 ) ] درة الاخبار ، ص 18