تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى ) — صفحة 328

مساهمون:

ص٣٢٨
و گويد كه در يك دو نسخه بر خلاف جمهور ( بزغند ) نيز نوشته شده ، ولى صحيح آن برغند است براء مهمله و غين معجمه ، و نام اين قلعه در بيهقى نيز آمده و مستوفى در تاريخ گزيده ( غند ) نوشته است . راورتى گويد ، كه ( بر ) در پشتو بمعنى بالا و بلند است ، و غند گرد و مدور را گويند ، پس اين نام پشتو است يعنى قلعه مدور و بلند [ ( 1 ) ] اين گفتهء راورتى به حقيقت مقرون به نظر مىآيد ، چه نام برخى از قلاع دورهء غزنويان و غوريان پشتو است ، مانند بر كوشك ، و خول مانى و غيره ( رك : تعليقات پته خزانه ، طبع كابل ) اما در تاريخ بيهقى نام قلعه ( بزغند ) بزاء هوز طبع شده ، كه سلطان ابراهيم غزنوى مدت سيزده سال در ان قلعه محبوس بوده است ، [ ( 2 ) ] ولى چون زيادت نقاط حروف در نسخ خطى از طرف نويسندگان مطرد بوده ، و اين كار را خيلى زياد كرده‌اند بنابران نميتوان نام اين قلعه را بزعند خواند ، بلكه همان برغند اصح و اولى خواهد بود . بره + غوندى ( تپهء بلند ) كه مخففا برغند شده باشد .

( 23 ) قصيدهء جوى موليان و كمال الزمان

منهاج سراج اولين كسى است كه قصيدهء معروف ( جوى موليان ) استاد رودكى را به امير معزى منسوب داشته و قصهء سرائيدن آن قصيده را در عصر سلطان سنجر گفته است وى در طبقه ( 12 ) شرح احوال آن پادشاه گويد : كه امير معزى آن قصيده را سرود ، كمال الزمان رامشگر آن را در سماع مزامير عرضه داشت ، از موارد متعددهءايكه مولانا را سهو روى داده ، يكى همين مسئله است ، كه باتفاق تذكره نويسان قصيدهء مذكوره مال استاد رودكى است ، و براى نصر بن احمد سامانى سروده شده ، بشرح ذيل : تقريبا يك قرن پيش از مولانا ، نظامى عروضى كه چهار مقاله يا مجمع النوادر خويش را در حدود ( 551 - 552 ه ) نوشت ، پس از ذكر آنكه نصر بن احمد سامانى ( 301 - 331 ه ) نوبتى چهار سال متوالى در بادغيس هرى مقام كرد ، چنين نويسد : « بزرگان لشكر و سپاهيان ملول گشته ، و آرزوى خانمان برخاست پادشاه را ساكن ديدند ، هواى هرى در دل در اثناء سخن هرى را به
هامش
[ ( 1 ) ] حاشيهء صفحه 151 ج 1 ترجمهء طبقات ، [ ( 2 ) ] تاريخ بيهقى طبع سنگى تهران 389 - 390