تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى ) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥
جسته پديدار ميگشت اما نثر منهاج سراج ازين گونه معايب مبراست و براعت و سلاست و شستگى عبارات و شگفتگى جملات و الفاظ آن بدرجه‌ايست كه در برخى از محاسن از نثر بيهقى نيز تفوق جسته و سبقت يافته است . اگر طبقات را سراپا بخوانيد ، اغلاق و ابهام را در ان نخواهيد يافت ، نثرى است سهل و ممتنع ، و حاوى تمام صفات ادبى زبان پارسى ، جملات آن از هم مجزا و خبرهاى جمل واضح و روشن است ، صراحت دلالت و روشنى اداى مقاصد دران آشكار است ، اگر اين رويه مستحسن و روش برجسته و محكم نثرنگارى پارسى به اسلوب خشن و نامطبوع و مستكره و پر تكلف دورهء مغل تبديل نمىگشت ، و آن حسن خداداد و چهره بشاش و فرخنده به اين رنگ غير طبيعى و حليه‌هاى ناشايسته آلايش نمىكرد ، اكنون زبان پارسى نثرى قوى تر و دلچسب‌تر از اين ميداشت و اسلوب نگارش آن پخته و متين‌تر مىگرديد ، بهر حال مولانا نثر نويسى است ، جادونگار ، و طبقات وى از شهكارهاى نثر زبان پارسى است . ( كابل ، كارته 4 ، ثور 1321 ) عبد الحى حبيبى