براى اينكه خوانندگان كتاب ، عمادى شاعر را خوب بشناسند ، و شرح حال او را با عمادى مذكور در طبقات تطبيق كرده بتوانند ، سطور ذيل را كه استاد بديع الزمان خراسانى در جلد دوم سخن و سخنوران نگاشته ، مختصرا مىآورم :
عمادى
مؤلف راحة الصدور [ ( 1 ) ] و المعجم و اغلب تذكره نويسان نيز او را با همين نام شناخته و به همين عنوان ياد كردهاند ، و نام مسلم او در كتب تواريخ و تذكره همين است ، و اسم اصلى او معلوم نيست محمد عوفى از شاعرى بنام عماد الدين غزنوى [ ( 2 ) ] سخن رانده ، و چند قصيده به دو نسبت داده ، كه ديگران بنام عمادى ضبط كردهاند ، و اگر عوفى را در نسبت آن اشعار اشتباهى رخ نداده ، و عماد الدين غزنوى را اگر وجود داشته ، با عمادى معروف غلط نه كرده باشد ، شايد بتوان گفت : كه عمادى به عماد الدين نيز ملقب يا موسوم بوده است علت شهرت عمادى بدين لقب چنان كه از راحة الصدور مستفاد و قراين نيز بر صحت آن موجود است ، آن بوده ، كه وى در آغاز بمدح عماد الدوله فرامرز شهريار مازندران پرداخته و اين تخلص يا نام از لقب ممدوح خود گرفته است .
بعضى [ ( 3 ) ] از تذكره نويسان عمادى را شهريارى نيز نوشته . و در سبب شهرت وى بدين عنوان گفتهاند : - اصل از شهريار رى ، و شهرت او به شهريارى از باب انتساب او بمولد خويش است ، و اين سخن بدان تائيد مىشود ، كه عمادى در رى و مازندران ميزيسته ، و آغاز شهرت او در عراق اتفاق افتاده ، و فقط همين اندازه از زندگانى وى معلوم و مقرر مىباشد و مؤلف كشف الظنون [ ( 4 ) ] هم او را رازى خوانده است و بر اين فرض عماد الدين غزنوى جز عمادى خواهد بود ، چنانچه بعضى [ ( 5 ) ] چنين احتمال دادهاند .
ليكن توان گفت : كه شهريارى نيز ( اگر اين نسبت درست باشد )
هامش
[ ( 1 ) ] راحة الصدور طبع ليدن ص 57 - 209 و المعجم طبع بيروت ص 233 - 436
[ ( 2 ) ] لباب الالباب - ج 2 - ص 257 - 267 طبع ليدن -
[ ( 3 ) ] مانند تقى الدين كاشى و مؤلف مجمع الفصحاء
[ ( 4 ) ] كشف الظنون - ج 1 - ص 517
[ ( 5 ) ] چنانچه تقى الدين در تذكرهء خود به دو عمادى معتقد است .